در تاریخ سیاسی روابط چین و امریکا دیپلماسی ورزشی نقش مهمی دارد. از بازی تاریخی پینگ پونگ بین قهرمانان چینی و آمریکایی در پکن در سالهایی اوج جنگ سرد بود تا حضور ستارگان ان بی ای در لیگ های بسکتبال چین ؛ استفاده از ورزش برای تلطیف روابط دو کشور همیشه انتخاب شماره یک بوده است. ولی اینبار چینی ها دیشب گند کار را در آوردند. داستان از این قرار است: تیم بسکتبال دانشگاه جورج تاون آمریکا که در چهارجوب بازی های حسن نیت در چین به سر میبرد شب پنجشنبه در برابر تیم بسکتبال بایی راکتز که یک تیم نظامی - حرفه ای لیگ بسکتبال چین است قرار گرفت. در دقایقی از بازی بازیکنانان حاضر در زمین پس از خطاهای خشن بر روی یکدیگر شروع به پرتاب مشت به سمت هم شدند و در این لحظه بود که نیمکت تیم چینی به سمت آمریکایی ها هجوم آورد و کتک کاری بین همه بازیکنان دو تیم شروع شد. اما زشت تر از آن عکس العمل بازیکنان کاری است که تماشاچی های چینی بود که بطری های پلاستیکشان را توی سر بازیکنان امریکایی میزدند. ویدیوی این خرتو خری را در اینجا ببینید 

ابعاد افتضاح این قضیه بسیار فراتر از این بود که دو تیم بسکتبال همدیگر را کتک زدند چرا که جو بایدن ؛ معاون رییس جمهور آمریکا در حال حاضر در چین به سر میبره و شب قبل از این کتک کاری در همین سالن بازی تیم جورج تاون را در برابر تیم دیگری تماشا کرد. رسانه های چینی طبق معمول همه کشورهای مشابهش به  هیچ وجه این رویداد زشت را پوشش ندادند و حتی پخش تلویزیونی بازی هم قطع شد . تصاویر که در این بلاگ پست میبینید از روزنامه دیلی میل انگلستان عاریه گرفته شده و نشان میده که چینی در لات بازی چیزی از لاتهای بقیه دنیا کم ندارند. اگر چه این بازی ها زیر چتر فیبا و کنفدراسیون آسیا برگزار نمیشد اما انتظار میرود که فیبا از طریق فدراسیون بسکتبال آسیا تنبیه های سختی را برای بازیکنان چینی حاضر در این زدو و خورد و کل تیم در نظر بگیرد

Posted
AuthorKaran Makvandi

ما ایرانی ها موجودات عجیبی هستیم. این عجیب بودن مان را هم به رخ دیگران میکشیم. مثالهای زیادی برای عجیب بودن ما ایرانی ها هست اما این یکی دیگر نوبرش است. تیم ملی بسکتبال ایران تنها تیمی ملی در دنیاست که برای هم وطنانش شاخ و شانه میکشد. مگر ممکن است یک تیم ملی برای هم وطنان خودش کرکری بخواند؟ اگر باور نمیکنید نوشته فارسی روی تخته سفید پشت بچه‌های تیم ملی بسکتبال را بخوانید که نوشته است قهرمانی جام ویلیام جونز تقدیم به کوته نظران. این نوشته نه به انگلیسی است، نه به کره ای، نه به عربی و نه به چینی. به فارسی سلیس نوشته شده و مخاطبش ملت همیشه در صحنه ایران است. 

من هم مثل شما اولش باور نکردم. معنی این حرف چیست؟ فکر میکنید کره ای ها در مورد این مرام ما ایرانی ها که تیم ملی مان برای هم وطنانشان شاخ و شاخه میکشد چه فکر میکنند؟ مخاطب این گفتار کیست؟ چه کسی گفته است که این را روی تخته بنویسند و عکس بگیرند؟ کار مربی تیم بوده؟ فدارسیون به فکرش رسیده یا خود بازیکننان ما ابتکار بخرج داده اند تا این را بنویسند؟ 

جای تاسف است که کلاس تیم ملی کشورمان، انهم تیمی که حتی بدون چند تا از بازیکنان اصلی اش قهرمان اسیا میشود، به دلیل جو بچه گانه ای که بوجود آمده تا حد تیم یک دبیرستان پایین آورده شود. پیراهن تیم ملی و سکوی قهرمانی آسیا، تریبون مطبوعاتی شخصی فدراسیون بسکتبال نیست که با آن بخواهند پوز امیر ایلیاوی و چهار نفر دیگر که به فدراسیون گفتند بالای چشمتان ابروست به خاک بمالند. هر کس قهرمانان بسکتبال ما را دست آویز تسویه حسابی های شخصی اش کرده است شرمش باد. 

شک ندارم وقتی قهرمانانی که در این عکس هستند پا به سن بگذازند از این عکسشان به عنوان خاطره انگیزترین تصویر قهرمانی جام ویلیام جونز یاد نخواهند کرد. 

الکس اوومی، بسکتبالیست آمریکایی است که سالهایی زیادی را در خارج از آین کشور بطور حرفه‌ای بازی کرده است. آخرین کارفرمای او باشگاه النصر شهر بنغازی در شرق لیبی بوده است که عقد قرارداد او همزمان با شورشهای مردی در لیبی بود. او شرح آنچه از این درگیری‌ها دیده است و اینکه چگونه از لیبی فرار کرده را در مطلبی به چاپ رسانده است. این خلاصه ای از آنچه بر او گذشته است۰

در ماه فوریه، وقتی دیدم تظاهرات کوچک مردی هر لحظه بزرگ و بزرگ تر میشود یواش یواش نگران اوضاع کشور شدم. روز هفدهم فوریه بود که اوضاع به هم ریخت. داشتم آماده میشدم که به تمرین برم که از باشگاه با من تماس گرفتند و دستور دادند از آپارتمانم خارج نشم. مخالفین ضد دولتی در حال تظاهرات در کنار آپارتمان محل زندگی ام بودند و نظامیان مسلح هم داشتند به سمت آنها می آمدند۰

از راه‌پله بالارفتم و خودم را به پشت بام رساندم. اینجا بود که دیدیم سه یا چهار تانک داشتند به تظاهر کنندگان نزدیک میشدند. دیدم سی یا چهل مرد مسلح به سمت مردم معترض آتش گشودند. هیچ کس حتی به خودش زحمت نداد که با بلندگو از مردم بخواهد که متفرق شوند ... نه تیر هوایی ... نه شلیک تیر به زمین. آنها مستقیما به مردم شلیک می‌کردند. جسد مردم بی دفاع مثل برگ روی زمین میریخت. همه اینها کنار خانه ای که من زندگی میکردم رخ داد۰...

شرح کامل خاطرات این بازیکن حرفه ای را درباره تجربیاتش در لیبی در اینجا بخوانید۰  

Posted
AuthorKaran Makvandi

من همه کار کردم...٫ با این جمله ای بود که شکیل اونیل خبر بازنشسته شدنش را در پیغامی کوتاه برای دوست دارانش فرستاد. او پس از نوزده فصل، چهار قهرمانی ان بی ای، یک مدال طلای المپیک و ده ها افتخار دیگر بالاخره کفشها را آویخت.

ستاره های دیگری چون دیوید رابینسون، اسکاتی پیپن و رابرت هوری هم بوده اند که با قهرمانی های بیشتری نسبت به شکیل اونیل بازنشسته شده‌اند اما تاثیری که اونیل بر روی بسکتبال گذاشت بیش از هر بازیکنی دیگری در سی سال اخیر بوده است. او نه تنها به لحاظ فنی بسکتبال را برای همیشه عوض کرد بلکه تصویر بسکتبالیست‌ها حرفه ای، که در دهه هفتاد و هشتاد، تصویری مخدوش بود را چنان تغییر داد که اکنون بسکتبال دوباره ورزش مورد علاقه خانواه ها شد.

شکیل اونیل با اتکا به اندازه‌های منحصر بفردش، تعریف جدیدی برای پست سانتر در بسکتبال ارایه کرد. او اولین بازیکن ۲۱۶ سانتی ان بی ای بود که میتوانست به سرعت گاردهای در زمین حرکت کند. تنها کسی که ادعای چنین قابلیتی را داشت ویلت چمبرلین، اسطوره بسکتبال جهان، بود. قبل از حضور شکیل اونیل در بسکتبال سانترها برای امتیاز آوری مجبور بودند به شوتهای بسیار پیچیده روی بیاورند. شوتهایی که به حدی پیچیده بود که با بازنشسته شدن یک بازیکن برای همیشه به بایگانی بسکتبال سپرده میشدند. شوتها هوک  کریم عبدالجبار به حدی پیچیده بود که بعد از بازنشسته شدن او کس دیگری حتی تلاش نکرد این حرکت را امتحان کند. مجموعه رقص پا، چرخش های بسیار ظریف و شوتهای فیداوی حکیم اولاجوان مثل یک اجرای باله کلاسیک انچنان دقیق بود که حرکات پشت به حلقه او وارد کتاب های درسی بسکتبال جهان شد اما شکیل اونیل نظر دیگری داشت. او پس از دریافت توپ نیاز به شوتهای پیچیده کریم یا اجرای باله حکیم نداشت . او توپ را با دو دست مستقیم به داخل سبد میکوبید و اگر در این راه کسی او را دفاع می کرد یا مرتکب خطا میشد یا آن دفاع آخرین دفاع او در این بازی بود. شاید هیچ بازیکنی در تاریخ ان بی ای نتوانسته باشد از لحاظ قدرت بدنی مدافعان را تحقیر کند. حضور بازیکنانی چون دوایت هوارد و جاش اسمیت را به راهی که شکیل در بسکتبال باز کرد مدیون هستیم.

تاریخ ان بی ای شاهد بازیکنان بزرگی بوده است. باب کوزی، که ظرافت در دریبل کردن را وارد بسکتبال کردند. مایکل جورن که روحیه برتری جویی به اوج خود رساند. شکیل اونیل با اتکا به شخصیت شوخ طبع و سرزنده اش تصویر بسکتبالیست حرفه ای را در نگاه خانواده ها برای همیشه عوض کرد. در دهه شصت و هفتاد میلادی، دوره لیگ ای بی ای، بسکتبالیست های حرفه ای دلقک هایی بودند که از استفاده هیچ نوع مواد مخدری پرهیز نمیکردند و خشونت بی حد و حصر نمک زندگیشان بود. لیگ ان بی ای در دهه هشتاد با این تصویر مبارزه کرد ولی تصویر غولاهای خشنی که میلیونها دلار پول میگیرند و زندگیشان زن و شب نشینی است را جایگزین کرد. حتی در دهه نود این تصویر با لات بازی و قانون شکنی در کلوب های شبانه دامن این ورزش را لکه دار کرد. زندگی شکیل اونیل نشان داد که تفریح، میلیون ها دلار پول در آوردن و تحصیل کردن (شکیل اونیل دارای درجه پی اچ دی در رشته مدیریت منابع انسانی است) با هم منافاتی ندارد. حضور شکیل بود که باعث شد که خانواده ها بچه هایشان را به سالن های بسکتبال آوردند.

شکیل اونیل بازنشسته شد ولی این پایان این گنده بَک دوست داشتنی نخواهد بود. تقریبا همه معتقداند که شکیل اونیل بزودی به یکی از ستاره های تلویزیونی و صنعت تفریحات تبدیل خواهد شد.    

فرازهایی از بازی شکیل اونیل

Posted
AuthorKaran Makvandi

وجود بازیکنانی چون جیسون تِری از دلایل اصلی حضور دلِس موریکس در فینال ان بی ای است. بلایی که جیسون تری با هفت سه امتیازی بر سر لیکرز آورد چیزی نیست که به این راحتی از خاطره ها پاک بشه.

تا چند ساعت دیگه دلس در برابر میامی قرار خواهد گرفت و به قول خارجی های آهن دلس آزموده خواهد شد. طبیعتا این لحظات دقایقی است که بیشتر بازیکنان به روحیه سازی، تمرکز و حتی کرکری خوانده برای تیم مقابل خواهند پرداخت اما جیسون تری روشی منحصر بفرد برای کرکری خواندن در برابر میامی انتخاب کرد. او روی بازوی راستش تصویر جام لری اوبراین (‌جام قهرمانی ان بی ای) را به معنای حتمی بودن قهرمانی تیم دلس خالکوبی کرده است. 

اگر چه در فصل عادی دلس توانسته است میامی هیت را شکست دهد اما تقریبا همه کارشناسان معتقدند که تیم کنونی میامی هیت شکست ناپذیر است. وقتی گزارشگر شبکه ایی اس پی ان از جیسون تری پرسید که اگر قهرمان نشوید با خالکوبی چه خواهد کرد او پاسخ داد « باید خالکوبی را محو کنم، میدانید محو کردن خالکوبی به این بزرگی چه دردی دارد، به خاطر آن درد هم که شده قهرمان میشویم».

Posted
AuthorKaran Makvandi

خیلی ها رو میشناسم که اصلا بازی ها مرحله دوره ای ان بی ای رو نگاه نمیکنند و یک کله از مرحله حذفی بازی ها رو دنبال میکنند. برای این تیپ بسکتبال دوستها فصل ان بی ای همش چهار ماه بیشتر طول نمی کشه ولی در این چهار ماه بهترین بازی را میشه دید.

همه بازی ها ان بی ای از تلویزیون به صورت زنده پخش میشند. بازی ها خوب در شبکه های ملی مثل ای بی سی، تی ان تی و ایی اس پی ان پخش میشند و بازی ها معمولی و الکی در شبکه های کابلی برای مشترکین کانالهای ویژه. به همین دلیل در این مرحله ممکنه در یک زمان شش تا تیم با هم بازی داشته باشند. در مرحله حذفی برنامه به این صورته که هیچ دو بازی بصورت همزمان انجام نمیشه و هر روز حداقل دوتا بازی اساسی و حداکثر چهار تا بازی سنگین رو از شبکه ها ملی نشون میدند. دلیلش هم اینه که همه شانس این رو داشته باشند که تمام بازی ها رو ببینند. حسابشو بکنید از اواخر فروردین تا اواسط تیر ماه روزی حداقل شش ساعت بسکتبال مشتی از تلویزیون پخش میشه. اونهایی که زن و بچه دار هستند باید سبک سنگین کنند که از بین این همه بازی کدوم یکی رو تماشا کنند. همین شد که راهنمای زیر را برای انتخاب اینکه کدوم بازی رو نگاه کنید نوشتم. 

- همه بازیهایی که بین تیم های چهارم و پنجم دوتا کنفرانس برگزار میشه.

- اولین بازی که تیم اول جدول و تیم هشتم انجام میدن.

- بازی هایی که تیم میزبان اگر اون بازی رو نبره حذف میشه.

- اولین بازی که بهترین بازیکن تیم تازه از محرومیت یا جراحت ورزشی برگشته.

- اولین بازی بعد از بازیی که تیم قوی تر به تیم ضعیف تر به بیشتر از ۱۵ امتیاز باخته است.

- همه بازی هایی که به بازی های شش یا هفت می رسند. 

Posted
AuthorKaran Makvandi

چند سال پیش،‌ وقتی که کوین دورنت هنوز دانشجوی تگزاس بود،  دنی اینج - مدیر باشگاه سلتیکس- در هنگام فینال مسابقات دانشگاه های آن سال ،‌ با مادر کوین دورنت - که در آن سال از جمله مشتری دار ترین بازیکنان جوان بود- سلام و علیک کرد و دقایقی در کنار او نشست . فردای آن روز لیگ ان بی ای به خاطر همین سلام و علیک خشک و خالی او با مادر دورنت برای باشگاه سلتیکس سی هزار دلار جریمه بریدند۰

ممکن است عجیب یا احمقانه به نظر بیاد ولی قانونی در لیگ ان بی هست که کارکنان یک باشگاه عضو لیگ حق ندارند به هیچ شکل و فرمی با بازیکنان دانشگاه ها که هنوز نامشان برای یارکشی در ان بی ای ثبت نشده تماس برقرار کنند. هدف این قانون جلوگیری ازپدیده شنیع و رایج قرزدن بازیکن است۰

قر زدن بازیکن به این معناست که بشینید زیر پای یک بازیکن خوب تیم دیگر و با فرستادن پیغام و پسغام ( مطمن نیستم چنین کلمه ای وجود دارد) و در باغ سبز نشان دادن او، وی را به ترک تیمش و پیوستن به تیم خودتان ترغیب کنید. این کار شنیع در بسکتبال ما سابقه ای فراوان داشت و دارد و خدا میداند الان در بسکتبال به اصطلاح حرفه ای ما چه رنگ و و بویی گرفته است. روش کلاسیک قرزدن بازیکن در بسکتبال ایران به دو شکل اجرا میشد. شکل اول بود که مربی تیم قر زننده از طریق یکی از بازیکنهای خود- که عموما از بازیکنان بچه پر روی انتخاب میشد - که دوست مشترکی در تیم مورد قر زدن دارد ، شروع به فرستادن پیغام و پسغام به بازیکن مورد نظر میکرد. مزیت این روش آن است که اگر گند قضیه در آید و مربی تیم مورد قر زدن شاکی میشد، مربی قر زننده از تکنیک دیوار حاشا بلند است استفاده میکند و کلا زیر همه چیز خواهد زد. در این روش چون شواهدی دال بر مکالمه مستقیم بین طرفین قر زدن وجود ندارد عموما به راحتی قابل انکار است. عیب بزرگ این روش این است که در بسیاری از موارد خیلی طول میکشد.  روش دوم ، که مختص مربیان برجسته بسکتبال بود به این صورت اجرای میشد که در هنگام انتخاب بازیکنان نخبه باشگاه های مختلف برای تیم های استانی یا ملی، مربی قر زننده، بازیکن مورد نظرش را تبدیل عزیز کرده ی حسن کبابی ( با تشکر از آقای مهندس توفیق نیری جهت نزول این ایه) میکرد. این عزیز کرده شدن در برخی از موارد به بهای به فنا رفتن تیم تمام میشد ولی چه خیالی است، وقتی هدف قرزدن یک بازیکن است هر وسیله ای قابل توجیه است. این رابطه نزدیک بین عزیز کرده و مربی مورد نظر چنان بازیکن قربانی را تحت تاثیر قرار میداد که در پایان اردوی استانی یا ملی از تیم خود استعفا میداد و به تیم جدید میپوست. تفریبا در همه موارد بازیکن قرزده شده پس از مدت کوتاهی درمیبافت چه غلطی کرده و هیچکدام از وعده ها و وعید های ارایه شده در فرایند قر زدن عملی نمیشود۰

سابقه قر زدن بازیکنان در ورزش حرفه های امریکا هم بسیار طولانی است. فیلم کله چرمی ها با بازی زیبای جرج کلونی، روایت تاریخچه ی قر زدن وزشکاران حرفه ای در آمریکا و روش های پیچیده ای که مربیان و دست اندرکاران ورزش های حرفه ای آن زمان برای انجام این عمل به کارمیگرفتند است. همین کارها بود که در قوانین مدرن ان بی ای هر گونه تماس کارکنان یک باشگاه ورزشی با بازیکنانی که امید ورود به ان بی ای دارند را ممنوع کرده۰

در آخرین سوتی، جی زی ـ خواننده معروف و مالک باشگاه نیوجرزی نتز- برای چند دقیقه وارد رختکن تیم دانشگاه کنتاکی شد تا با بچه های ان تیم خوش و بش کند. همین خوش و بش چند دقیقه ای اکنون زیر ذره بین ان بی ای قرار گرفته تا تعیین کنند که ایا این خوش و بش از مصادیق مخ زنی برای جذب بازیکن است یا خیر۰

آخرین خبر: خبر آمد که این سلام و علیک برای جی زی پنجاه هزار دلار آب خورد. تا تو باشی بازیکن قر نزنی۰ 

Posted
AuthorKaran Makvandi

در گذشته ورزشی که در آن تعداد گلهای دو تیم هیچ گاه دو رقمی نمیشود یا ممکن است یک بازی با نتیجه مساوی خاتمه یابد،‌ برای آمریکایی ها جاذبه چندانی نداشت،‌ اما مرزهای امریکا نتوانست از ورود تب فوتبال به به این قاره جلوگیری کند.

شهرت ورزش فوتبال (منظور همان فوتبال پایی خودمان است) در آمریکا، بخصوص لیگ برتر انگلستان، به حدی است که حتی ورزشکاران حرفه ای دیگر ورزش ها را به سرمایه گذاری در این لیگ ترغیب کرده. لبرون جیمز، فوروارد تیم میامی هیت و یکی از بهترین بسکتبالیست های حال حاضر جهان، دیروز جدیدترین مالک باشگاه فوتبال لیورپول شد. خبر این معامله در وال استریت جورنال به چاپ رسید ولی جزییات مالی آن هنوز فاش نشده است. 

باشگاه فوتبال لیورپول، که به همراه باشگاه فوتبال منچستر یونایتد، موفق ترین و بر طرفدارترین باشگاه فوتبال جهان است. مالک اصلی این باشگاه شرکت سرمایه گذاری فن وی اسپورت گروپ است که همچنین سند مالکیت باشگاه معروف بیس بال باستن رد ساکس را نیز در پورتفولیوی خود آرشیو کرده است. این شرکت سرمایه گذاری طی قراردادی با لبرون جیمز مالکیت جزیی از باشگاه لیورپول را به او منتقل کرده است.  این خرید بزرگ قدمی بلند برای لبرون در راهِ تبدیل شدن به پر درآمد ترین ورزشکار تاریخ به حساب میآید. از سوی دیگر، حضور کسی چون لبرون جیمز در هیيت مدیره باشگاه لیورپول ، طرفداران جدیدی را سرازیرِ ورزشگاه انفیلد خواهد کرد.

دنیا پر از آدمهاییست که صبح بیدار میشوند، صبحانه میخورند٫ اخبار روزنامه ها و تلویزیون رو نگاه میکنند و مواظبند که یک وقت گوشه دنیای کوچکشان  خط بر نداشته باشه، همین آدمها سر کار از ترس گند زدن سعی میکنند کار های گنده گنده نکنند،‌ اتفاقاتی که توی دنیا می افتد تنها در حدی برای انها مهم است که بدانند آیا بنزین ماشینشان گران شده یا نه، سهامی که برای سرمایه گذاری خریده اند بالا رفته یا نه و تیم ورزشی مورد علاقه شان برنده شده است یا نه. اگر از این آدمها بخواهید که برای اسباب کشی به شما کمک کنند هزار و یک دلیل خواهند آورد که چرا نمیتوانند. آین آدمها برای هر کاری باید جوابِ : برای من چی توش داره؟ رو پیدا کنند.

رضا پاکروان از این تیپ آدمها نیست. کار و زندگیش را ول میکند و به یک جزیره در افریقا میرود تا مردم محروم انجا بیاموزد که چگونه زندگی شان را از این دور باطل خارج کنند. برای آنها مدرسه می سازد. وقتی به شهرش بر میگردد برای همان افریقایی پول جمع میکند. با این پولها تا امروز سه مدرسه در آن جزیره ساخته و امروز در حال پول جمع کردن برای چهارمین مدرسه است. همه ما شنیده ایم که فرد خَیری در فلان دهات سمنان یا بهمان شهر ایلام مدرسه درست کرده است. بیشتر کسانی که در ایران لقب خَیر را یدک میکشند حاجی های بازار یا کاسبانی هستند که صبح تا شب مردم را سرکیسه میکنند و به خاطر بعضی اعتقادات مذهبی یکی دو تا مدرسه میسازند تا نامشان در محله جاودانه شود. بیشتر این ادمها با این روش میخواهند سر خدای خودشان هم کلاه بگذارند تا اگر دنیای آخرتی وجود داشت، انجا هم زبانشان دراز باشد. مدرسه هایی که رضا می سازد با پولهایی ساخته شده که قران قرانِ آن را خودش از مردم اعانه گرفته. این کار از ساختن ان مدرسه ها در افریقا سخت تر است.

رضا پاکروان کسی که با چیز های خیلی بزرگتر از خودش دَر می آفتد. با فقر و بی سوادی در افریقا دَر آفتاده. یک مدرسه، یک مدرسه، خاکریزیهای جهل و بی سوادی را در هم میکوبد. ماه گذشته  او با طبیعت آفریقا پنجه در آفکند. یک تنه با دوچرخه اش با صحرای بزرگ افریقا چهره در چهره شد. او  به تنهایی توانست مسیر ۱۹۲۰ کیلومتر صحرای افریقا را تنها در مدت چهارده روز رکاب بزند. سفرش را از الجزایر شروع کرد و با عبور از کشور های نیجر٫ لیبی٫ مصر سفرش را در شمال سومالی خاتمه داد. در طی این مسیر با طوفان شن٫ گرمای وحشتناک٫ سرمای استخوان شکن٫ جیره غذایی محدود و خطر دستگیر شدن در هرج و مرج شمال افریقا دست و پنجه نرم کرد. طبق اطلاعات بدست آمده از دستگاه جی پی اس دوچرخه اش٫ او رکورد سریعترین عبور از صحرای افریقا با دوچرخه را شکسته است و اکنون منتظر تایید سازمان جهانی گنیس است که او را به عنوان رکورد دارد جهان معرفی کند. 

آنهایی که مثل رضا پاکروان،  برای توجیه کارهایشان سوال : برای من چی توش داره؟ را نمی پرسند، دنیای ما را عوض خواهند کرد.

او اهل تهران است، اکنون در لندن زندگی میکند کارش تحلیل های مالی است. رضا پاکروان عضو سابق تیم بسکتبال ظفر شمیران و پرسپولیس تهران بود.

برای دنبال کردن کارهایش به اینجا بروید


 

Posted
AuthorKaran Makvandi

زمان ما در بسکتبال رسم بود که وقتی یک بازیکن پنج خطاِ  (بهتره بگیم تخلف نه خطا) میشد و طبق قانون فیبا باید زمین را برای برای یک ترک میکرد٫ مجبورمون میکردن با هر دو داور و مربیان تیم های مقابل دست بدیم و ازشون تشکر کنیم یا عذر خواهی! بعضی ها هم خیلی جو گیر میشدن و با همه بازیکنان تیم مقابل هم دست میدادن و روبوسی میکردند. توی بعضی از بازی های میلی متری٫ اخراج شدنِ یک بازیکن را به شکلی برگزار میکردیم که انگار این شب حمله است و بازیکن اخراج شده الان میخواد بره زیر تانک. همدیگه رو بغل میکردیم و چشمامون پر از اشک میشد.  

خود من شاید کلا دو سه بار به خاطر پنج خطاِ شدن از زمین اخراج شدم  ولی هر بار مثل گوسپند همین برنامه رو٫ بدون توجه به اینکه اصلا هدف این کار چیه و چه فلسفه ای داره پیاده کردم. دست دادن با داورها و تشکر از اینکه اقا دستتون درد نکنه ما رو اخراج کردین و همینطور دست دادن با مربیان تیم مقابل.

دلمون خوش بود با اینکارمون، جوان مرد قصاب رو توی مردونگی و روحیه ورزشکاری شرمنده کردیم. خبر نداشتیم که بابا این پنج تخلف جز حقوق حقه هر بازیکن بسکتباله و هر وقت صلاح بدونه میتونه ازش استفاده کنه، بدون این که شرمنده کسی باشیم. پنج تخلف شخصی (طبق قانون فیبا) یا شش تخلف (طبق قوانین لیگ ملی امریکا) در هر بازی از جمله ابزارهایی است که هر بازیکن بسکتبال در اختیار داره و باید از آنها به موقع استفاده کنه. ارتکاب یک تخلف به موقع در واقع یک خطا یا اشتباه نیست بلکه اگر به موقع استفاده بشه موثر ترین ابزار برای متوقف کردن جریان بازی به نفع تیم خودی است. اینکه کجا و کی باید از تخلف های مجازمون استفاده کنیم یک نوشته مفصل میطلبه. اینجا بیشتر میخواهم در مورد معضل فرهنگی بسکتبال مون صحبت کنیم. چرا ما باید برای استفاده از حق مجازمون در یک بازی از داور ها پوزش بطلبیم و دست دادن با مربی تیم مقابل نشانه چیست؟ هان؟ میخواهیم بگیم شرمنده ایم که با استفاده از حق خودمون زدیم چشم تیم مقابل رو در آوردیم. بسکتبال هم مثل همه چیز دیگه زندگی ما ایرانی هاست. یک موضوع خارجی ( بسکتبال) رو گرفتی، بدون اینکه از فرهنگی که باهاش میاد سر دربیاریم ، به ابلهانه ترین شکل ممکن با رسوم زورخونه هامون قاطی اش کردیم و یک آش شله قلم کاری از در آوردیم که خودمون هم دیگه سر درنمیاریم داستان چیه. 

Posted
AuthorKaran Makvandi

فکر میکنید بازیکن های ان بی ای بعد خاتمه بازی و ترک محل مسابقه چکار میکنن؟ میرن هتلِ محل اقامتشون و مثل جنازه میفتن روی تخت یا میرن خونه تا شال و کلاه کنن بزنن به بساط شب نشینی؟   خیلی از بازیکن های ان بی ای دومی رو انتخاب میکنند (یادتون باشه که با تیم های ان بی ای نماینده حراست سازمان تربیت بدنی اعزام نمیشه).

دیشب بعد از باختِ پر سروصدای تیم لوس انجلس لیکرز در برابر میامی هیت٫ کوبی برایانت تصمیم دیگری گرفت. بعد از اینکه همه اعضای تیم لیکرز سالن رو ترک کردند٫ کوبی برایانت گرم کن پوشید و برگشت داخل زمین و به مدت دو ساعت٫ توی زمینِ میامی هیت٫ تمرینِ شوت کرد! در گذشته مواردی بوده که بعضی از بازیکن ها بعد از بازی آمدن توی سالن و تمرین کردند ولی هیچ وقت این اتفاق توی خانه حریف نیفتاده بود.

کوبی برایانت٫ یکی از برتری جو‌ترین بازیکن ها ان بی ای٫ با این کارش چی میخواستِ بگه؟ خیلی ساده اندیشیِ اگر بخواهیم فکر کنیم که کوبی فقط میخواسته شوت تمرین کنه. او با این کار نمادین میخواستِ با زبون بی زبونی پیغام زیر رو بفرسته:

- آقایون ستارگانِ میامی هیت٫ فکر نکنین کار اینجا تموم شد٫ برمیگردم همین جا حالتون رو میگیرم

ـ ای میامی هیت٫ این باخت خیلی چیز بزرگی نیست. برای من امروز هم مثل یک روز عادیِ.

- ای هم تیمی های گلابی٫ هم بکشید و تمرین کنید تا اینجوری سکه یک پول نشیم.

- آی اهالی مطبوعات٫ ببینین من چقدر سخت کوشم٬ عمرا اگر بگزارم کسی عنوان با ارزش ترین بازیکن رو از من بگیره.

- ای لبرون جیمز بچه سوسول٬ تو وقتی بازی رو میبازی میری توی رختکن عین دختر بچه های پنج ساله آبغوره میگیری٫ من وقتی میبازم مثل مرد برمیگردم توی همون زمین و تمرین میکنم. 

بازیکن های نخبه٫ مثل کوبی برایانت٫ ادا اصول هایی دارند که بعدا در زمان بازنشستگی به عنوان خاطره سینه به سینه بین نسل های مختلف بازگو میشه. این کار از اون ادا هاست که عنوان یکی از فصل های کتاب زندگی نامه کوبی برایانت خواهد بود.

Posted
AuthorKaran Makvandi

پس از پایان بازی های جام جهانی در ماه سپتامبر سال گذشته هر خبری که از حامد منتشر شد مایوس کننده بود. خبر جدا شدن او از همسرش٫ مشکلاتی که برای خروج از ایران داشت٫ دیر رسیدن به تمرینات تیم گزیرلیز٫ نیمکت نشینی های مکرر و بمب خبری آخری مشکلاتی که با پلیس ممفیس داشت و دادگاه و دادگاه کشی. 

 در هفته ای که گذشت ممفیس هاشم ثبیت و امتیاز یارکشی در دوره اول را به تیم هیوستون راکتز واگزار کرد و در مقابل از این تیم شین بتیر٫ بازیکن بازیکن با تجربه این تیم را به استخدام در آورد. با نقل و انتقال هاشم ثبیت ٫ سنتر دوم تیم ممفیس٫ مثل اینکه طالع این جوون از وضع قمر در عقرب خارج میشود.

این نقل و انتقال از دو نظر به نفع حامد شد. اول اینکه با رفتن هاشم ثبیت تیم ممفیس فقط دو سنتر دارد و هنگامی که مارک گسول نیاز به استراحت دارد تنها امکان این تیم بازی دادن به حامد است. دومین مزیت این نقل و انتقال برای حامد اشنا شدن او با شین بتیر است. این بازیکن سمبل سخت کوشی و حرفه ای گری در ان بی ای است و مورد احترام بسیاری از بزرگان لیگ است . همکاری با او برای حامد درسی خواهد بود که میلیون ها دلار ارزش خواهد داشت.

در اولین بازی پس از نقل و انتقال ٫ در برابر ساکرامنتو کینگز٫ حامد حدادی در ارنج تیم قرار گرفت و در طی ۲۱ دقیقه بازی توانست ده ریباند و ده امتیاز بیاورد. این چیزی است که در ان بی ای به آن دبل-دبل میگن و بازیکنی که بتونه در یک بازی در مدت ۲۱ دقیقه دبل-دبل کنه کارش خیلی درسته. امیدوارم این جوون از این موقعیت استثنایی که برایش به وجود امده نهایت استفاده رو بکنه.

Posted
AuthorKaran Makvandi

پارسال همین موقع ها بود که نام علی فرخ منش٫ گارد راس دانشگاه ایوای شمالی٫ با اون شوتهای سه امتیازی خفنش بر سر زبانها افتاد. او اولین بازیکن دانشگاه ایوا بود که عکسش بر روی جلد مهمترین مجله ورزش جهان٫ اسپورتز ایلاستریتد٫ چاپ شد. علی سال گذشته نامش را در کلاه یارکشی ان بی ای انداخت اما تیمی او را نکشید. حتی تیم ملیی بسکتبال ایران هم او را برای عضویت در تیم مد نظر داشت. اما اکنون او کجاست؟

علی فرخ منش از دانشگاه فارغ التحصیل شد و اکنون در لیگ حرفه ای کشور سویس بازی میکند. او عضو تیم سم بسکت ماساگنو است که در لیگ ملی بسکتبال این کشور مشغول رقابت است. این به این معنا نیست که شانش حضور او در ان بی ای به صفر رسیده. بازیکنان بسیاری چون برندن جنینگز از میلواکی باکس یا جماریو مون از ال ای کلیپرز بوده اند که پس از چند سال بازی در اروپا به ان بی ای راه یافته اند. هر جا که هست برایش ارزوی موفقیت میکنم.

Posted
AuthorKaran Makvandi

همیشه گفتم تماشای ان بی ای زن رو بی شوهر میکنه! چرا؟ خیلی ساده است .لیگ سی و دو تا تیم داره٫ هر تیم هشتاد دو بار در طول فصل بازی میکنه و تماشای هر بازی بطور متوسط دوساعت و نیم طول میکشه. خودتون حساب کتاب کنید که بین ماه اکتبر تا اوریل چند ساعت بسکتبال از تلویزیون پخش میشه. ممکنه پیش خودتون فکر کنید که خیلی بازی ها همزمان پخش میشه و نمیشه همه رو با هم تماشا کرد. ان بی ای فکر اون رو هم کرده و با فروش بلیت اینترتی به علاقمندان ان بی ای اجازه داده تا چهار بازی را همزمان تماشا کنند. بگذارید براتون راحتش کنم. اگر همه کانالهایی تلویزیون لازم رو داشته باشید٫ از اواخر اکتبر تا اواسط اوریل هر روز هفته از ساعت هفت شب تا دوازده شب٫ یک کله میتونید از تلویزیون یا کامپیوتر بسکتبال درجه یک نگاه کنید. تازه آخر هفته ها هم روزی سه چهار تا بازی درست و حسابی پخش میشه. اینه که میگم ان بی ای زنو بی شوهر میکنه.

از علا مرشدیان و دانش شهیری پرسیدم اگر مجبور باشید تا آخر فصل فقط هفت تیم را دنبال کنید کدام هفت تیم را انتخاب میکنید؟ جدول بالا نتیجه انتخاب انها به همراه انتخاب من است. با دقت در این انتخاب ها این نتایج غیر علمی را خواهید گرفت:

- تیم سلتیکس با اینکه یکی از بهترین تیم های ان بی ای است کسی باهاش حال نمیکنه

- لیکرز شیره…..

- میامی هیت چون ضعیف تر انتظارات ظاهر شده٫ به همین دلیل فقط یک نفر این تیم رو دنبال میکنه

- انتخاب تیم های ته جدولی نظیر گلدن استیت و کلیپرز نشون میده ٫ اگر قشنگ بازی کنی مهم نیست ببری یا ببازی ٫ باز هم تماشاچی ها تیمتان را دنبال خواهد کرد.

- امسال لیکرز٫ شیکاگو و اوکلاهوما ثاندر هیجان انگیز ترین تیم های لیگ هستند 

 

هفت تیم شما کدامهاست؟

Posted
AuthorKaran Makvandi
4 CommentsPost a comment

شاید هیچ وقت کسی سر درنیاره که این داستان گرفتاری حامد واقعا چی بوده و داستان واقعا از چه قراریه ولی ژاپنی ها سر از جیک و بوک طلاق تونی پارکر و ایوا لانگوریا در اوردند و در این ویدیو بصورت تصویری رویداد هایی رو که منجر به طلاق ایندو شد رو به تصویر کشیدند. فقط یک مشکل کوچولو هست اونم اینه که ‌ژاپنی ها در ساختن فیلم درام هنوز باید برن جلو بوق بزنن و این جمعات بهتر بره همون تویوتا رو درست کنه و ساختن فیلم های درام رو به بقیه دنیا واگذار کنه۰

فکر کنم این ویدیو رو به این دلیل درست کردند فرصت نشد دوتا روبات بسازند که نقش ایوا لانگوریا و تونی پارکر رو بازی کنه. کم و زیادش رو به خوبی خودتون ببخشید۰ 

Posted
AuthorKaran Makvandi