همانطور که می دانید ورزشکار زن حرفه‌ ای بودن در جوامع مسلمان یک مفهوم مجازیست و زنان در این کشورها به دلایل گوناگون، که لزوم بر ذکر آنان نیست،  امکانات و توانایی کافی برای کسب موفقیت در رقابتهای بین المللی را ندارند. بانوان بسکتبالیست کشور ما نیز از این محدودیت ها مبرا نمی باشند. هدف ما از درست کردن این وب سایت و نوشتن این مطالب, نظر دادن راجع به مسائل و امور سیاسی و اجتمای نبوده, نیست و نخواهد بود. هدف ایجاد یک پلت فرم آزاد برای تحسین, انتقاد و روشن گویی از مسایل بسکتبال ایران و دنیاست. بعضی وقتها ولی متاسفانه مسائل اجتماعی و ورزشی بقدری بهم نزدیک میشوند که تفکیک آنها از یکدیگر عملی نیست. در این اوقات دیگر چاره ای نیست جز حقیقت گویی.

چند هفته پیش خبر آمد که بسکتبالیست های زن ایرانی به علت وجود کد اجباری لباس و حجاب, اجازه شرکت در مسابقات بین المللی فیبا را نخواهند داشت. این خبر هم برای ورزشکاران و هم ورزش دوستان  ناخوشایند و اندوهناک بود. در این مرحله از تاریخ معاصر ایران انتقاد سیاسی کردن بیفایده ، خطرناک و خارج از دستور عمل وبسایت ورزشی ما میباشد ولی ورزش به عنوان یک حق و آزادی اجتماعی میتواند افشاگر حقایق تلخ یک جامعه باشد . جایگاه بسکتبال بانوان ایران در فرهنگ ورزشی ما نمونه ای بارز و انکار ناپزیر از موجودیت تبعیض جنسی در ایران است.  
چندی پیش ادنا عيسائيان ملي پوش و عضو تيم بسكتبال بانوان آرارات در گفتگو با باشگاه خبرنگاران از گوشه ای از مشکلات ورزش بسکتبال در ایران برای بانوان پرده شکافی کرد: سازمان تربيت بدني اگر به بازيكنان بسكتبال بانوان كشورمان بيشتر بها دهد و سالن هاي ورزشي بيشتري به ورزش بانوان كشور تعلق گيرد به طور قطع مي توانيم در بسكتبال بانوان كشورمان پيشرفت قابل توجهي كنيم.

ادنا در این مصاحبه بيان كرد که فدراسيون بسكتبال تنها سالن مجموعه وزشي آزادي را در اختيار دارد و در زمان برگزاري مسابقات و اردوهاي تيم ملي تمرينات با تيم ملي بسكتبال مردان تداخل پيدا مي كند و به همين دليل با مشكل مواجه مي شويم و امكان تمرين پيدا نمي كنيم.

عيسائيان خاطرنشان كرد:تيم ملي بسكتبال بانوان به دليل داشتن پوشش اسلامي از صحنه هاي بين المللي بازمانده است متاسفانه رئيس فدراسيون جهاني با حجاب بانوان مخالف است و با لباس طارحي شده هنوز موافقت نكرده است.

وي ادامه داد:اگر تعداد مسابقات دوستانه و اعزام برون مرزي تيم ملي بالاتر رود شاهد رشد بسكتبال بانوان كشورمان خواهيم بود و مي توانيم در رقابتهاي آسيايي و جهاني بدرخشيم.


ظاهرا ما تابحال در اشتباه بودیم. مشکل بنیانی بسکتبال بانوان داشتن کد لباس نیست. مشکل اصلی این است که پیشرفت در بسکتبال بدون زمین و حلقه عملی نمیباشد و ظاهرا کسی در فدراسیون بر این موضوع واقف نیست. 
ادنا عيسائيان در اشتباه نیست. برای پیشرفت، دسترسی به حداقل امکانات ضروری است ولی فدراسیون بسکتبال ایران از تدارک دیدن این حداقل هم دریغ دارد. ادنا این موضوع را از خیلی ها بهتر می داند چون در طول سالها، درب های بسته باشگاه آرارات به روی غیر اقلیت ها یک خوش اقبالی برای بسکتبال ایران بوده و حضور داعم و موفق مردها و زنهای ارمنی در تیمهای ملی بسکتبال ایران گواه بر این حقیقت است



Posted

دوجوان کالیفرنیایی بامبول جدیدی را برای ان بی ای در آوردند. آنها کفشی را اختراع کردند که پرش بازیکنان بسکتبال را تا ۱۵ سانتی متر افزایش میدهد. ادعای شرکت اتلتیک پروپالشن لبز٫ تولید کننده این کفش ها در وب سایت این شرکت با اشاره به نتایج آزمایش روی ورزشکاران مختلف نشان میدهد که پوشیدن کفش کانسپت وان در بسکتبالیست ها بدون هیج محدودیتی افزایش میزان طول پرش را به همراه داشته است.در وب سایت این شرکت تکنولوژی لود اند لانچ ٫ روشی که این کفش پرش را زیاد  میکند٫ تشریح شده ولی کلا قضیه بو دار به نظر می رسد۰

ادعای توخالی اختراع چنین کفش هایی چیز جدیدی نیست ولی اینبار فروش این کفش ولوله ای در بین ورزشکاران حرفه به راه انداخته که سابقه ندارد. دلیل این ولوله هم بخشنامه جدید ان ابی ای است که امروز در مورد کفش های این شرکت صادر شده است. در این بخش نامه همه بازیکنان شاغل در این لیگ از پوشیدن کفش های شرکت اتلتیک پروپالشن لبز ٬که از نظر ظاهری شبیه بقیه کفش های مدرن بسکتبال است منع شده اند. دلیل این حکم ایجاد مزیت ناعادلانه ای است که پوشیدن این کفش ایجاد میکند. این بدین معناست که ان بی ای رسما تایید کرده که این کفش قدرت پرش بازیکنان را افزایش میدهد۰ اعلام ممنوع شدن استفاده از این کفش در لیگ بسکتبال امریکا برای این شرکت موهبتی بود که صاحبانش به خواب هم نمی دیدند. این کفش تنها در دو رنگ در اندازه های ۸تا ۱۷ به قیمت ۳۰۰ دلار٫ که نسبت به بقیه کفش های دیگر قیمتی بسیار چرب و نرم است ٬بصورت پیش فروش ان از روی سایت این شرکت آغاز شده است. در تاریخ شصت ساله ان بی ای این دومین باری است که پوشیدن یک نوع کفش خاص از سوی لیگ ممنوع اعلام میشود. اولین بار در دهه نود یکی از کفش های نایکی ایر جوردن بدلیل طراحی و ترکیب رنگ ناموزون از استفاده در لیگ منع شد۰ 

Posted
AuthorKaran Makvandi

جان استارکس٫ گارد نه چندان مشهور تیم نیویورک نیکس٫ خالق یکی از زیباترین لحظات تاریخ ورزش بسکتبال است. لحظه ای که بعدها به نام« آن دانک» یا :« دِ ِدانک» شهرت یافت. در مرحله حذفی فصل ۱۹۹۳ بین شیکاگو بولز و نیویورک نیکز٫ استارکس در میانه سمت راست زمین حمله توپ را بدست اورد٫ و این در حالی بود که مدافع بولز٫ بی جی ارمستراگ به او چسبیده بود. پاتریک یووینگ ٫ سنتر نیویورک ٫ در این لحظه به سمت استارکس حرکت میکند تا برای او یک بلوک ایجاد کند اما در همین لحظه با یک گول زدن به سمت بلوک٫ استارکس بدون استفاده از بلوک از سمت راست به سمت حلقه برش میکند۰

در این لحظه بود که دفاع شیکاگو بولز فهمید چه اتفاقی افتاده و هوراس گرنت و مایکل جوردن یاران خود را رها میکنند تا از سه گام رفتن او جلوگیری کنند اما در این لحظه جان استارکس کاری میکند که نام او را در تاریخ بسکتبال برای همیشه ثبت کرد. او با اینکه قد نسبتا کوتاهی داشت به جای سه گام رفتن با دست راست ٫ از هر دوپا برای پریدنِ همزمان استفاده کرد و با دست چپ توپ را از روی سر هوراس گرانت و مایکل جوردن دانک میکند. ویدیوی این حرکت را اینجا ببینید۰

اگر چه از آن روزها سالها گذشته است و جان استارکس نیز بازنشسته شده ولی برای طرفداران نیویورک نیکز این لحظه هرگز فراموش نخواهد شد و به همین دلیل یکی از طرفداران دو اتشه نیویورک عکس این صحنه را روی بازویش خالکوبی کرده۰ 

Posted
AuthorKaran Makvandi

هفته گذشته همکلاسی های دوران مدرسه راهنمایی ام رفته بودند دیدار مدرسه سابقمون در تهران و یکی شون این عکس رو برای من فرستاد. این عکسِ اولین حلقه بسکتبالیه که من بیست و هشت سال پیش اولین شوت بسکتبالم را روی اون تمرین میکردم۰

این حلقه مربوط به تنها زمین بسکتبال مدرسه راهنمایی توحید در منطقه شش تهرانه. باور کنید کل طول زمین ده متر بیشتر نبود و ارتفاع حلقه های هم که همینطور که تو عکس میبینید استاندارد نبود و هنوز هم نیست ولی برای دویست ها دانش آموز اون مدرسه از هیج بهتر بود۰

یک معلم ورزش دیوونه داشتیم که هر جا که هست گوشش صدا ُ٫اون بود که همه ما رو بسکتبالیست کرد.  چرا دیوونه؟  چون هنوز هم کسی رو ندیدم که مثل اون دیوونه بسکتبال باشه. اولین کاری که توی اون مدرسه کرد این بود که بساط فوتبال گل کوچیک٫ زووو (قبل از پلی استیشن بچه های واقعا زوو بازی میکردن)٫ خرپلیس٫ گانیه٫ قلعه و کلا بقیه انواع فعالیت های بدنی که اون موقعها مد بود رو از حیاط مدرسه جمع کرد و کل مدرسه را بزور هم که شده بسکتبالیست کرد .  تازه اونهایی که مثل من خوره تر بودن جمعه ها میرفتیم زمین اسفالت امیرآباد که به خیال خودمون زمین بزرگ بازی کنیم۰

یادم میاد همین حلقه اولین سبدی بود که من توش دانک ( همون اسپک خودمون) کردم . اینقدر به حلقه اویزون میشدم که ناظم پیرمون٫ اقای زکایی که در ابهت چیزی از افسران رده بالای گشتاپو کم نداشت ٫یک روز مادرمون صدا کرد مدرسه که : خانم مکوندی  از دست این بچه تون یه مدرسه اسایش نداره٫ یا با صدای تپ تپ توپش سرمون رو درد میاره یا عینهو میمون به سبد بسکتبال اویزون میشه... آخه از خونواده ای مثل شما بعیده. مادرم هم که میدونست داستان چیه یک جوری دست به سرش کرد و از اون روز من فقط به حلقه ای که توی کوچه مون به تیر چراغ برق نصب کرده بودیم اویزون میشدم۰

 این هم مکان این حلقه از روی گوگل مپ۰

Posted
AuthorKaran Makvandi

امروز به طور کاملا تصادفی با کارهای یک ورزشی نویس ایرانی اشنا شدم که کپی نوشته هایش را در فیس بوک ٫بصورت عکس ٫ گذاشته است. چون در ایران ورزشی نویسی تخصصی٫ یعنی نوشتن در مورد یک ورزش٫ خیلی جای توسعه نداره٫ بیشتر ورزشی نویس ها به مصاحبه بسنده میکنند. مطالب این نویسنده ورزشی در مورد بسکتبال هم بیشتر رقالب مصاحبه است. تقریبا همه این مصاحبه ها هم با چند پاراگرافی کلی در مورد ان شخص شروع میشود. یکی از این مقاله ها چشمم را بیشتر از بقیه گرفت و دلم نیامد بخش آغازین این  مطلب را که مصاحبه ای ست با رییس فدراسیون بسکتبال ایران با شما در میان نگذارم. مقاله اینطور شروع میشود

 حمید خمجانی٫ دبیر فدراسیون بسکتبال آرا را میخواند٬ اتفاق جالبی افتاد. چند نفری به جای نام مشحون لقب پدر بسکتبال را روی برگه های خود نوشته بودند. انگار همین دیروز بود که او را پدر بسکتبال خواندم و از آن موقع تا به امروز ۷ سال میگذرد و او امروز با موهای سپید شده واقعا دیگر پدر بسکتبال ایران است و نمیتوان به چشم دیگری به او نگریست۰

هیچ توضیح اضافه دیگری را در اینجا لازم نمیبینم. فقط میخواستم شما هم مثل من از رویداد هایی که در بسکتبال ایران رخ میدهد لذت ببرید

Posted
AuthorKaran Makvandi

دیگه دوران این گذشته که برای کسب خبر از مسابقات مورد علاقه تون منتظر بشین ببینین تلویزیون دولتی چی نشون میده یا چهار تا رسانه دره پیتی فارسی  توی نشریه یا توی وبسایتشون چی مینویسن. حتی وبسایت های فارسی ورزشی خارج از کشور هم الان همشون درگیر شکسته شدن النگوهای علی کریمی هستن و خبری از پوشش جام جهانی بسکتبال نیست۰

اما به لطف تکنولوژی این دوره از جام جهانی بسکتبال به بهترین شکل ممکن پوشش داده خواهد شد و در این پست راهای ارتباط موثر با اخبار جام جهانی آشنا خواهید شد۰

سرویس تویتر: تویتر سرویس است که از طریق آن میتوان متون کوتاه را بصورت ان لاین یا بصورت اس ام اس فرستاد. برای استفاده از این سرویس نیاز به اینترمن سریع ندارید. کافیست مشترک تویتر های زیر شوید تا آخرین خبرها را بدون سانسور و سیاه کاری دریافت کنید

@FIBAworld

آین اکانت تویترِ فدراسیون جهانی بسکتبال است که به زبان انگلیسی آخرین خبر های پخش میکنه۰

@BBCpersiansport

آین اکانت گروه ورزشی بی بی سی فارسیه. این مهم نیست که این اکانت مال بی بی سی است یا هر کسی دیگه٫ بلکه مهمه اینه که کی اونو مینویسه. این اکانت بصورت اختصاصی توسط بابک تورانی٫ از اعضای سابق کادر فنی تیم ملی بسکتبال ایران٫ از صندلی های کنار زمین بسکتبال در ترکیه نوشته میشود. بابک از معدود کسانی است که در گروه ورزشی این شبکه با ورزش بسکتبال و بالاخص بسکتبال ایران آشنایی داره۰

@LooseBBall

اکانت تویتر توپ سرگردان نگاهی فراتر از خبرها ارایه میکند.

وبلاگ ها: وبلاگهای فارسی بسکتبال که بی طرف بنویسند و بلندگوی جایی نباشند خیلی کمه ولی این  چند تا بلاگ زیر رو به عنوان اولین جایی که میتونید ازشون خبر ها روبگیرید توصیه میکنم

www.makvandi.com

وبلاگ یادداشتهای توپ سرگردان به عنوان فعال ترین وبلاگ فارسی  در زمینه بسکتبال٫با بالاترین میزان بازدید کننده٫ اولین مرجعیست که برای سردرآوردن از کم و کیف بازی های جام جهانی میتوانید به آن مراجعه کنید۰

http://www.bbc.co.uk/blogs/persian/reporters/

این وبلاگ جایست که بابک تورانی خبرها و دیده هایش را از جام جهانی بسکتبال منتشر خواهد کرد۰

 اطلاعات فنی بازی های جام جهانی بسکتبال: در لینک های زیر میتوانید اطلاعات فنی بازی های را پیدا کنید۰

جدول زمانی و برنامه تمام بازی های

گروه بندی و رده بندی جایگاه  تیم ها

 آشنایی باتیم ها٫ بازیکنان٫ مربیان شرکت کننده در جام

فهرست داوران شرکت کننده در جام

 

Posted
AuthorKaran Makvandi

فدراسیون جهانی بسکتبال (فیبا) در یک اقدام انقلابی همراه داشتن و استفاده از هر نوع ووزلا یا همان بوق استادیومی را ممنوع کرد. این اقدام برای حفاظت از پرده شنوایی و عقلِ تماشاگران و ورزشکاران در هنگام مسابقات جهانی بسکتبال که در ماه جاری در ترکیه برگزار میشود٫ اتخاذ شده۰

ووزلا در طی جام جهانی فوتبال در افریقای جنوبی همواره از موضوعات داغ صحبت بود و موافقان و مخالفان خود را داشت. پاتریک باومن ٫ کمیسر عالی فیبا معتقد است نواختن ووزلا در فضاهای سربسته میتواند بصورت بالقوه برای سلامتی افرادی که در آن سالن ورزشی هستند مضر باشد از این روی همراه داشتن این ساز در کلیه بازیهای جام جهانی در ترکیه ممنوع است۰

جام جهانی بسکتبال امسال در کشور ترکیه برگزار میشود و از ۲۸ ماه اوت بیست و چهار تیم در این رقابت ها بایکدیگر روبرو خواهند شد۰ 

Posted
AuthorKaran Makvandi

 

 ورزشکار حرفه ای بودن یعنی مداوم جلوی دوربین تلویزیون بودن. بسیاری از این ورزشکاران مشاورانی رو استخدام میکنند که بهشون یاد بده چطوری جلوی تلویزیون حرف بزنند.  به خاطر همینه که بازیکنان حرفه ای بسکتبال آمریکا ٫ که بیشترشون خیلی جوون هستن و از خانواده های معمولی  اومدن٫ اینقدر پخته و با مغز حرف میزنند۰ 

البته این داستانها در مورد رآن ارتست فوروارد تیم لوس انجلس لیکرز خیلی کاربرد نداره. رآن ارتست که از سینه سوخته های پایینه٫ خیلی در بند ملا لغتی حرف زدن نیست.  این ویدیو مربوط به شب قهرمانی لیکرزِ که در جواب سوال دوریس برک٫ گزارشگر ان بی ای تی وی که میپرسه: در شب که بهترین مشخه کوبی برایانت ریباند کردن بوده٫ تو و پاو گسال چقدر خوشحالین که تونستید او رو پشتیبانی کنید؟

جواب ران ارتست اینه

اول از همه میخوام از برو بچ محل تشکر کنم٫

از دنیای برزگ هم تشکر میکنم٫

از زنم٫

از خونوادم و از بچه هام٫

حتما میخوام از دکترم تشکر کنم٫ دکتر سنجی٫

از ننم٫

از روانشناسم (این اولین باره که یک ورزشکار حرفه ای از روانشناسش تشکر میکنه)٫

او خیلی به من کمک کرد ریلکس بشم٫

خیلی ممنوم

خدایشش خیلی سخته ادم توی پلی اف بازی کنه ...٬

میشه حدس زد این مصاحبه چطوری پیش میشه. این هم برای فیروز کریمی که فکر نکنه خودش میتونه هنگام مصاحبه با تلویزیون به جای حرف زدن لیز بخوره۰ 

Posted
AuthorKaran Makvandi

بابام برام تعریف میکرد که در دهه شصت میلادی پنج صبح همه مردم در ایران بیدار میشدن تا مبارزه بوکس حرفه ای رو که بطور زنده از آمریکا پخش میشده نگاه کنند . وقتی میگفت همه منظورش فقط تهرانی ها نبود٫ همه یعنی همه ایران. باورتون میشه که این ملتِ خرابِ فوتبال مینشستن بوکس حرفه ای نگاه میکردن٫ تازه اون  هم تو کشوری که ورزش ملی اش کشتی بود. یادتون میاد برای بازیهای والیبال توی سال مهران (شیرودی) تماشاچی های تا لب زمین مینشیتن٫ یا وقتی تیم بسکتبال ریگا اومد تهرون مردم چه کردند. راستی چرا بازی های کشتی که تو سالن هفتم تیر یا دوازده هزارنفری آزادی انجام میشود رو نگم که اینقدر تماشاچی می آمد که صدای گزارشگر شنیده نشد. هیچ وقت فکر کردین از کی و چرا ما ایرانی ها اینقدر کشته مرده فوتبال شدیم؟ اون هم تو جایی که تو شهرهاش تعداد زمین های بسکتبال (با در نظر گرفتن زمین های مدارس) حداقل بیست برابر تعداد زمین های چمن موجوده یا از اون عجیب تر نود و نه درصد از بچه مدرسه ای هاش توی عمرشون کفش استوک دار فوتبال نپوشیدن ولی حداقل یک دست بسکت تو مدرسه بازی کردن. بهتون قول میدم بیشتر کسانی که استادیوم فوتبال میرن حتی یک طول زمین فوتبال رو هم نمیتونن بدوند. این داغونِ فوتبال بودن حتی در فضای اینترنت و مطبوعات هم مشهودِ. کافیه یک فوتبالیست یک روز سر تمرین دیر برسه تا خاله های ورزشی بیفتن به جونش و همینطور صفحه کاغذ سیاه کنن و مگابایت مگابایت فضای وب رو بهش لت و پارکنند۰حالا اگر بسکتبال ایران بره تیم کره مریخ رو هم بزنه خبرش میره تو سایه شایعه فشار به ناصر شفق برای ترک تراختور. بچه مدرسه ای هامون چیزهایی در مورد بازیکن های نیمکت ذخیره تیم ایندهوون میدونن که در مورد پسر خاله شون نمیدونن٫ بعد هم بهشون میگی شش تا روپایی بزن سه بار انگشت چپشون میره تو چشم راستشون۰

منظور از همه این حرفا اینه که ما ایرانی ها هم مثل نود و نه درصدِ مردم دنیا سلیقه مون به چشممونه٫ و اصلا به همین دلیله که تلویزیون رسانه پر قدرتیه. اما فوتبال دوستی ما ایرانها فقط جنبه بصری و حرفی داره٫ یعنی ما ایرانی ها فوتبال نگاه کردن و در مورد فوتبال وراجی کردن رو خیلی بیشتر از واقعا توی زمین چمن دویدن وعرق ریختن دوست داریم. شاهدش هم اینه که بعد از این همه سال سرمایه گذاری فرهنگی روی فوتبال ٫منظورم پخش شبانه روزی فوتبال از تلویزیون٫ ایجاد روزنامه ٫هفته نامه٫ ماهنامه٫سالنامه و هزارویک بولتن و نشریه با موضوع تخصصی فوتبال٫ هنوز هم زرت تیم ملی مون جلوی یک بچه کشور ریغو مثل بحرین قمسور میشه. این یعنی فوتبال دوستی ما ایرانی ها به درد عمه مون هم نمیخوره۰

در کشورهایی مثل آلمان ورزش فوتبال و در کشوری مثل کانادا ورزش هاکی  بخش جدا نشدنی از پروسه بلوغ هر پسر و دختر بچه است٫ رفتن به زمین ورزشی یک رویداد خانوادگیه. اگر بچه آلمانیه فوتبال هم نگاه میکنه به این دلیله که بتونه فردا توی زمین اون حرکات رو تکرار کنه. در ایران به کمک برنامه های نظیر برنامه نود٫ با نشون دادن کثافت کاری های ورزش فوتبال و عمقِ حماقت کسانی که درگیر این ورزش هستن٫ به درست یا غلط احتمال اینکه فوتبال جنبه خانوادگی بگیره و از اون طریق پیشرفت کنه هم به فنا رفت۰

چند روز پیش با یکی از برنامه سازهای بسکتبال در تلویزیون ایران حرف میزدم و با خوشحالی میگفت که ما هفته ای دوبار بسکتبال نشون میدیم٫ یک نوبت جمعه ها ساعت هشت صبح و یکبار هم در طول هفته ساعت دوازده شب! واقعا که دستشون درد نکنه! فکر کنم از این دو سانس اشغال تر در تلویزیون ایران وجود نداشته باشه و احتمالا این تنها زمانی است که فوتبال نشون نمیدن. فوتبال در ایران شده مثل یک ادم چاق که داره از یک نرده بون بالامیره (تازه بعضی موقع ها سه چهار پله هم پایین میاد) و روی هر پله نیم ساعت صبر میکنه تا  هن هن کنه و بسکتبال و بقیه ورزش ها هم شدند مثل یک مشت آدم نحیف که پشت اون یارو چاقه گیر کردن و فرصت پیدا نمیکنن از پله بالا برن . یک وقت فکر نکنید من ضد فوتبال هستم ٫ نه یک ورزشکار هیچ وقت نمی تونه ضد یک ورزش باشه. حرف من اینه که فوتبال باید در رسانه ها به ورزش های دیگه هم فرصت بده تا بین مردم جا بیفتن۰

ممکنه پیش خودتون فکر کنید چرا ورزش های دیگه رو نمیگی؟ چرا والیبال٫ دومیدانی٫ بیلیارد٫ ورزشی های رزمی رو نمیگی که حق اونها هم خورده شده؟ من بسکتبال نویس هستم و فقط برای ورزش بسکتبال سینه میزدنم ۰ در نهایتِ محق بودن ٫نوحه خونی برای ورزشی های دیگه رو به ادم های اینکاره اش واگذار میکنم۰

حالا اگر گفتن چرا تلویزیون دولتی ایران و تلویزیون های یه عالمه کشور های فقیر دیگه یک کله به فوتبال گیر دادن؟...جواب این سوال رو همین جا پیدا میکنید... همین کانال٫ همین جا۰

Posted
AuthorKaran Makvandi

یکی از خوبی های وبلاگ داشتن اینکه که هر چی دلت میخواد توش مینویسی ٫ بعدش هم براش توجیه موضوعی پیدا میکنی.  امروز به جایی اینکه براتون توضیح بدم لیکرز چطوری فکِ یوتا جز رو اورد پایین میخوام یک تیکه موزیک با شما قسمت کنم. شنبه شب گذشته در برنامه ستردی نایت لایو ٫ جی زی یک آهنگ خواند با یه یارویی به نام مستر هادسِن. این آهنگ یک جور اجرای هیپ هاپ از یک آهنگ زمان جوونی های ما بود به نام فور اِور یانگ از گروه آلمانی آلفاویل. شباهت های زیاد این اهنگ با اجرای اصلی و حتی شباهت زیاد صدای مستر هادسن با خواننده اصلی٫ منو یکهویی برد به بسکت بازی کردن تو کوچه بیست و دو خیابون سنایی٫ موشک بارون های سال ۶۷ ٫ ضبط دوکاسته لاسونیک با باتری که میگذاشتیم زیر تیر چراغ برق که حلقه بسکتبال ما بهش وصل بود و خیال میکردیم الان داریم توی کوچه های هارلم سه به سه میزنیم. این اهنگ منو برد به واکمن یونیسف یا هدفون های ابری نارنجی رنگ که موقع تمرین شوت میگزاشتیم روی گوشمون تا شبیه بازیکن های ان بی ای بشیم و ابر روی گوشی های چنان خیس عرق میشد که حتی خودمون هم بدمون میامد و نهایتا منو برد به معجون فروشی چهار راه کالج که بعد از تمرین های تیم تهران در سگ دونیِ شیخ السلام (معروف به خانه بسکتبال تهران) با بچه ها میرفتیم اونجا تا با سفارش دادن نفری چهارتا معجون بزرگ با پودر نارگیل٫ ورژن بچه مثبتِ بساط عرق خوری رو اونجا پیاده کنیم۰  

راستی این ویدیو یه ربط دیگه ای هم داره با بسکتبال. جی زی تنها خواننده ایست که در یک تیم ان بی ای سهام مالکیت داره۰ اینم توجیه ارتباط با بسکتبال۰

در بخش اول این یاداشت بعضی از راه های کنکور مقام و مدال آوردن رو مرور کردم و در مورد روش درست حسابی برای پیشرفت یک ورزش در یک جامعه خیلی خلاصه حرف زدم. همینطور گفتم که در مملکت ما خیلی از زیر ساختارهای پیشرفت بطور پایه وجود نداره. در این یاداداشت قبل از اینکه به راه حل برسم میخواهم یخورده قضیه موانع پیشرفت واقعی ورزش رو باز تر کنم و بگم که در ایران چه گیر و گازهایی برای اینکار وجود داره۰

برای پیشرفت واقعی یک ورزش خاص در یک کشور٫ باید ان ورزش از نظر کمیت رشد کنه. به زبان ساده یعنی همه بچه های کوچولو باید دوست داشته باشن بزرگ که بشن اون ورزش رو بکنن٫ فقط در این صورته که تیم های باشگاهی و ملی میتونن همیشه به چشمه لایزالی وصل باشن که هر لحظه ازش بازیکن مستعد بیرون میریزه. برای رسیدن به این وضع٫ شرایطی هست که در ذیل مرور میکنم۰

فرهنگ ورزش در خانواده ها:ورزش و ورزشکار بودن باید جز اصلی تربیت بچه ها باشه. بچه های از کودکی باید علاقه به ورزش را در پدر و مادر ببیند. آمار نشون داده موفق ترین ورزشکاران انهایی بودن که در خانواده های ورزشکار به دنیا آمدن. ورزشکار بودن باید در خانواده نه تنها به عنوان یک الزام بلکه به عنوان یک ارزش مطرح بشه. به تایید همه خانواده های ورزشکاری که من میشناسم٫ دردسری اونا با نوجوان های ورزشکارشون در حین دوران بلوغ کمتر از خانواده های غیر ورزشکار بوده. حالا گیر کار ما ایرانیه چیه؟ اولا اینکه عموما خانواده ها ما ورزش رو به عنوان بازی میشناسن٫ و تنها باری که بچه کوچولو ها پدر مادرشون رو در حال ورزش کردن دیدن٫ سیزده بدر پارسال در هنگام وسطی یا داداش بزرگه در حال پینگ پونگ تیغی در باغ عموینا بوده۰ در بیشتر خانواده های ایرانی ورزش به عنوان مخل شماره یک برای درس خوندن شناسایی میشه و میگن بچه اینقدر توپ تو حلقه ننداز ٫‌آخرش حمال میشنی. بچه های ایرانی توجه به ورزش رو در محیط خانواده هر چهار سال یکبار در هنگام جام جهانی میبینند٫که بیشترش هم بصورت تخمه شکوندن و تحلیل های شکمی از سوی عمه خانم و خان جان صورت میگیره۰ نمیخام سیاه نمایی کنم ولی خدایش آخرین باری که باباتون  شما رو برد استادیوم فوتبال٫ یا رفتین تماشای یک بازی بسکتبال کی بود؟ تو خانواده مایه دار هم که ورزش خلاصه شده در کلاس تنیس و رفتن به اسکی. جالبه٫ ظاهرا این سیستم هم جواب نمیده چون آخرش هم اون بچه باغبونهای زمین تنیس میرن تیم ملی یا اون محلی دیزین از المپیک زمستانی ونکور سر در میاره و سر بچه های فرمانیه و الهیه بی کلاه میمونه۰

شان ورزش و ورزشکار در جامعه: برای نهادینه کردن یک ورزش باید فرهنگ آن ورزش در جامعه جا بیفته. ارزش ورزشکار و ارزش زمانی که هر کس ورزش میکنه باید محترم شناخته بشه.مکان های ورزشی باید به عنوان جای سالم جامعه شناخته بشه. فکر میکنید چرا در تبلیغات از ورزشکارا اسنفاده میشه٫ چون مردم بهشون احترام میزارن. متاسفانه در جامعه ما ورزشکار بودن ان قدر بار ارزشی بالایی نداره و متاسفانه خیلی از قهرمان های ورزشی ما به در جامعه عنوان لمپن شناخته میشن یا اینکه اگر ورزشکاره پولدار شده مردم خر پول بودن او رو زیر سوال میبرن یا میگن تیپش قرتیه و از این حرفا.اگر هم ورزشکاره یخورده بخواد جهت گیری سیاسی داشته باشه که دیگه همه مثل حسین رضا زاده چپ و راستش میکنن . خلاصه اینکه هنوز کلاس اجتماعی ورزشکار خیلی بالاتر از بقال٫ لوله کش و تعمیر کار ماشین رختشویی نیست. میگی نه؟ برو خواسته گاری بگو بنده ورزشکارم. اونوقت میبینی که بابای عروس چه شکلی نگاهت میکنه۰

 جایگاه ورزش در آموزشگاه ها: تقریبا همه لیگ ها حرفه ای دنیا٫ چه بسکتبال ٫چه فوتبال یا هر ورزش دیگه ای٫ روی سیستم آموزشگاهی آن کشور حساب بازکردن. همین ان بی ای اگر سیستم آموزشگاهی آمریکا بهش بازیکن جدید نده در مدت چند سال درش تخته میشه. دنبال کردن جدی ورزش آموزشگاهی٫ داشتن امکانات ورزشی قابل قبول در مدارس٫ حتی داشتن کتاب ورزش و سیلابس جدی ورزشی٫ پایه های اولیه ورزش قهرمانی در کشورهای درست و حسابیه. عحیب نیست که هنوز هم بهترین مربیان بسکتبال دنیا مربی های دبیرستان ها و دانشگاه های امریکا و اروپا هستن. حالا مال چطوریه؟ زنگ ورزش که علافیه مطلقه٫ معلم ها ورزش٫چون نمیتونن مثل معلم جبر خصوصی درس بدن٫٫بنده خدا ها کلاهشون بدجوری پس معرکه است. امکانات ورزشی مدارس که چاکرتیم. ورزش در دانشگاه ها هم که در حد دو دور دویدن دور زمینه امجدیه و دو واحد بیست گرفتن خلاصه میشد۰

 ورزش و کسب و کار: اصولا اگرنشه معادله عرضه و تقاضا رو در مورد چیزی برقرار کرد دیر یا زود اون چیز درش تخته میشه٫ البته میشه پول دولتی و اعانات مردم رو ریخت توش ولی نهایتا ازش آبی گرم نمیشه. همه جاهای دنیا که یک رشته ورزشی خاص طرفدار بیشتری داره مطمن باشید یک جاییش پول خوابیده. تو این دوره زمونه چیزی که به ورزش جان میده پوله نه موی سیبیل چهارتا پهلونه تو زورخونه. فروش بلیت٫ فروش حق پخش تلویزیونی٫ فروش تبلیغات٫ قرارداد با سازنده های وسیله های ورزشی٫ فروش کالاهای مرتبط با تیم های ورزشی و هزارتا محصول جانبی٫ چیزی هاییه که یک ورزش خاص رو بالا میبره. شاید باورتون نشه که بلیت تماشای بازی تیم هاکی تورونتو میپل لیف که از بی ربط ترین تیم های لیگ ان اچ ال است تا آینده نامعلوم پیش فروش شده و این درحالیه که همه میدونن این تیم نهایتا هیچی نمیشه. حالا در ایران خدا میدونه همین چند تا تیم های بسکتبال حرفه ای از کجا پول میارن؟ چطوری خرج و دخل میکنن؟ حتی در همین آقتصاد هچل هفت توجیه اقتصادی برای یک ورزش پول رو به اون سمت میکشه. بیزینس ورزش در ایران یک زمانی شده بود باشگاه بیلیارد. همه به سلامتی شده بودن بیلیارد باز. حالا شنیدم شده باشگاه بدن سازی٫ ماشالاه الان همه اقایون دو تا سور میزنن به آرنولد. میبینین چطوری دخل و خرج کردن کمیت یک ورزش رو بالا میبره۰

خوب همه این حرفا یعنی چی؟ آیا منظور این که تا همه چیزمون درست نباشه ورزش مون درست نمیشه؟ تا حالا فکر کردین چرا تو یک کشور نیمه درب و داغونی مثل آرژانتین که سالها دولت های دره پیتی داشته و توی سالهای اخیر هم که عملا کشور ورشکسته بوده٫ فوتبالش اینقدر درست و حسابیه و توپ داغونش نمیکنه؟ یا در کشوری مثل برزیل که از نظر امنیت سگ صاحابشو نمیشناسه و رفاه عمومی در حد بالاشهر موگادیشوه چطور بسکتبالی به این خوبی داره؟

پاسخ به این سوال نیاز داره بریم به قسمت سوم۰

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

هر وقت با هم تیمی های قدیم٫ بسکتبالیست ها جدید یا حتی کسانی که فقط خبرهای ورزش بسکتبال ایران را دنبال میکنند٫ درباره موفقیت های اخیر تیم های ملی ایران و پیشرفت بسکتبال در ایران حرف میزنم٫ یک جور عدم اطمینان خاصی توی چشمهاشون میبینم که مثل اون تخته نرد بازیه که سه چهار بار پشت سر هم جفت اورده و میدونه یه روزی این جفت اوردن ها تموم میشه. درسته که الان مدتیه که بسکتبال ایران همه جور مقام و مدال های درست و حسابی میاره ولی واقعیت امر اینه که چون به سیستم کلی ورزش ایران اعتمادی نیست٫ خیلی سخته که به اجزاش بشه اعتماد کرد و اگر هم موفقیتی وجود داره با رفتن یک گروه یا عوض شدن یک سیاست همش به باد فنا میره۰ 

در دنیای مدیریت ورزشی٫ روشهای میان بری هم هست که میشه مدال اورد٫ قهرمان شد و برای دنیا قیافه گرفت٫ ولی عموم این سیستم ها به بادی بنده. کافیه یه فدراسیون عوض شه٫ یا دولت عوض بشه یا سه چهار نفر تصمیم بگیرن که اون ورزش رو به خاک سیاه بشونن تا همه چیز زیرو زبر بشه. این چند روش زیر متداول ترین روش برای مدال اوردن در کشور هایه که زیر ساخت درستی برای ورزش ندارن

روش کشورهای کمونیستی : کشورهای کمونیستی کشته مرده این بودن که به دنیای فاسد غرب نشون بدن که روش زندگی اونا از همه بهتره. یکی از روش ها نشون دادن اینکه زندگی به روش اونا درسته اینبود که در میادین ورزشی بین المللی چپ و راست مدال بیارن تا دهن همه بسته بشه. برای همین کار یک بودجه چاق و چله به این کار اختصاص میدادن و یک سازمان دولتی عریض و تطویل تشکیل میشد تا از استعداد های ورزشی رو در هر رشته از بچگی شناسایی کنه و بگیره زیر پروبال اون سازمان دولتی .این بچه ها هم شب و روز توی اردوهای دولتی زیر نظر مربیان دولتی ورزش میکردن و با توجه به اینکه بودجه سنگینی به این کار اختصاص داده شده بود٫ این ورزشکار هم که زندگیشون تامین بودند کاری نداشتن جز ورزش کردن. این سیستم ممکنه عجیب غریب به نظر بیاد ولی از نظر مقام اوردن بین المللی جواب داده و هنوز هم جواب میده. کافیه به نتایج المپیک های قبل از ۱۹۸۹ نگاه کنید تا باورتون بشه این روش جواب میده. حالا کاری نداریم که بعد از فروپاشی سیستم در شوروی خیلی از قهرمان های المپیک از این کشور ها مجبور شدن تو مکدونالد کار کنن که زن و بچه شون گشنه نمونن۰

روش کشور های گدا گشنه: خیلی از کشور های گدا گشنه هم هستن که علی رغم این واقعیت که نون به ناف مردمشون نمیرسه ولی توی المپیک یا بازی های جهانی زرت و زرت مدال میارن. نمونش همین جامایکا.یهوویی شش هفت تا جاماییکایی پیداشون میشه و میان هرچی مدال دوی سرعت هست رو مال خود میکنن و پرچم جاماییکا رو میفرستن بالاتر از پرچم امریکا٫ آلمان و چین. اگر فکر کردین که این نتیجه در اثر برنامه ریزی های بلند مدت فدراسیون دومیدانی جاماییکا بوده و یا پول ریختن توی اینکار٫ سخت در اشتباهین. اتفاقی که افتاده اینه که چند تا جوون جاماییکایی با استعداد تونستن از سیستم ورزش آموزشگاهی امریکا سر دربیارن و در اون سیستم رشد کنن٫ اون دبیرستان یا دانشگاه هم که میبینه شاگردش یا دانشجوش استعداد داره و میتونه اسم اون مدرسه رو ببره بالا٫ روش سرمایه گذاری میکنه و از قبلش هم یک عالمه پول در میاره. بعدش هم هر وقت مسابقات جهانی شروع میشه همین دانش آموز ها یا دانشجو ها یک بلیط میخرن و مستقیم از آمریکا٫ آلمان٫ فرانسه یا انگلیس میرن در اون بازی ها تحت عنوان کشوری که در اون به دنیا اومدن شرکت میکنن و شونصد تا مدال میارن۰

 روش ورزش فک و فامیلی: این روش خیلی کمتر متداوله و بیشتر شانسی رخ میده٫ولی وقتی رخ داد جواب میده. این روش به این شکله که در یک کشور که سیستم شلم شوربا در ورزشش حاکمه یک خانواده پیدا میشن که بصورت تاریخی در یک ورزش خاص استعداد و سابقه دارن و کاری هم به این ندارن که آیا این ورزش در اون کشور همه گیر هست یا نه. دولت هم به این خانواده میدان میده میگه تا جایی که از ما بودجه و پشتیبانی نخواهید برین هر هرکاری دلتون میخواد بکننین. همین میشه که بابا بزرگه میشه رییس فدراسیون٫ عموه میشه مدیر تیم ملی٫ پسر خاله هه میشه کاپیتان تیم ملی و ته طاقاریه میشه دکتر تیم ملی. این جور تیم ها یهیویی از المپیک هم سر در میارن. باورتون نمیشه برین در مورد فدراسیون لوژ سواری کشور گرجستان تحقیق کنید. یا چرا راه دور میرید٫ همین خانواده های ساوه شمشکی و کلهر در کشور خودمون

روش عربی: این روش که در کشورهای عربی بیشتر از جاهای دیگه کاربرد داره به این صورته که میرن چند تا قهرمان ورزشی نیمه معروف رو پیدا میکنن و با پول سنگین اون ها رو به شهروند شدن در اون کشور ترقیب میکنن. با توجه به اینکه در کشورهای عربی قوانین مهاجرت هنوز هم در دوران پارینه سنگی باقی مونده ٫ هیچ نیازی نیست که فرد شهروند در اون کشور مدتی رو زندگی کنه٫ به همین خاطر خیلی از ورزشکاران کشورهای فقیر تر مثل کشورهای افریقایی این پیشنهاد رو میپذیرن. نتیجه این روش هم این میشه که یهویی میبینی کشور قطر در دومیدانی میشه دوم آسیا. بعدش هم چهار پنچ تا از این شیخ ها میان توی تلویزیونهاشون از پیشرفت ورزش در اون کشور ها صبحت میکنن. بعضی موقع ها هم انقدر عزا گرم میشه که این روش به ورزشهای تیمی مثل بسکتبال کشیده میشه۰ 

همه میدونن که روش شسته و رفته برای پیشرفت و توسعه یک ورزش در دنیا چیه و چطوری میشه فوتبالی مثل فوتبال آلمان٫ بسکتبالی مثل بسکتبال آمریکا یا هاکی مثل هاکی در کانادا راه انداخت. مثل روز روشنه که در این کشور ها ورزش دوستی از خانواده ها شروع میشه و ورزشکار بودن جزیی از فرایند بلوغ همه بچه هاست٫ بعدش هم ورزش در مدارس و محلات دنبال میشه و کسب و کار های محلی حسابی پول میریزن توش. بعدش هم توی دانشگاه ها و لیگ های حرفه ای به صنعت تبدیل میشه و همینطور این چرخه توسعه هر روز سرعت میگیره و بازیکن ها بهتر٫ تیم های قوی تر٫ بازی های زیبا تر رو به وجود میارن و در کنارش هم پول بیشتری نصیب دست اندرکاران و سرمایه گزارانش میکنه. ولی در کشوری مثل ایران که یک عالمه از پیش نیازهای توسعه حقیقی در ورزش وجود ندارد تا کی فدراسیون ها میتونن تیم داری کنن؟ آیا راه دیگری هم هست؟ بله که هست... منتظر قسمت دوم این یادادشت باشید۰

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یادمه پونزده٫ بیست سال پیش یک مهمونی٫ از اون مدلهایی که قدیم بهش میگفتن پارتی٫ رفته بودم که همزمان بود با بازی فوتبال تیم ملی ایران و عراق۰ آلان دقیقا یادم نمیاد که اهمیت بازی برای چی بود ولی اینقدر مهم بود که میزبان مجبور شد تلویزیونشو روشن کنه تا مهمونا بتونن بازی رو دنبال کنن. ایران اون بازی رو بد جور باخت و همین حال گیری باعث شد مهمونی به هم بریزه. ده دفیفه بعد از پایان بازی مهمونا یکی یکی با لب و لوچه آویزون مهمونی رو ترک کردن۰

حالا این داستان عید دیدنی رفتن ما خوره ها بسکتبال و همزمانی اون با بازی های نهایی دانشگاه های امریکا.آلان یک چشممون به باقلواهای روی میزه و یک چشممون به پوینت گارد دانشگاه سیراکیوز. این شد عید دیدنی در خونه خوره های بسکتبال۰

چه خوره بسکتبال هستید٫ یا با یه خوره بسکتبال ازدواج کردین٫ چه پسر بزرگتون لوستر خونه رو با توپ بسکت اورده پایین یا انگشت دختر کوچیکتون بخاطر دریبل زدن زیادی باد کرده ٫ چه اینکه شبا موقع خواب توپ بسکت بغل میکنید یا حتی فرق توپ بسکتبال رو با کدو تنبل نمیدونید٫ سال نو همه تون مبارک باشه۰ 

Posted
AuthorKaran Makvandi

بازی دیشب لیکرز و گلدن استیت از نظر جدول غرب هیج اهمیتی نداشت ولی منو دیشب تا ساعت یک صبح بیدار نگه داشت. دلیلش هم فقط یک دیدن بازی استفن کری٫ گار راس تازه کار تیم گلدن استیت بود.این بازیکن سال اولی است که وارد ان بی ای شده ٫ ولی یک جوری بازی میکنه که انگار چهار صد سال توی ان بی ای بوده. وقتی استیفن کری بازیکنای لیکرز رومثل آب خوردن دریبل میزد٫ سه میزد یا پاس های منجر به گل عجیب غریب میداد٫ گزارشگر های دو طرف از دهنشون آب میامد. حتی یکبار یکی از گزارشگر ها گفت: نکنه با این همه تعریف چشمش بزنیم۰آخه چطور میشه یک بازیکن تازه وارد که نه هیکل لبرون جیمز رو داره با قد صدو نود سانت در ان بی ای ٫ اونم جلوی لیکرز٫ یک جوری بازی میکنه انگار داره توی کوچه شون با بروبج محل پنج سه یک میزنه۰

  بابای استفن کری٫ دل کری ٫بازیکن با سابقه ان بی ای در سالهای دهه هشتاد و نوده. تازه کاری نداریم که مادرش هم بازیکن حرفه ای تیم های والیبال بوده. استیفن کری از بچگی چشم باز کرده فقط توپ بسکتبال دیده٫ با بازیکن های حرفه ای بسکتبال نشست و برخاست کرده و تو هر تیمی که بازی کرده بهترین بوده. فکر میکنید استفن کری وقتی در سن ۲۲ سالگی به گلدن استیت پیوست چند ساعت بسکتبال بازی کرده بود.منظورم تمرین و از این حرفا نیست٫ منظورم بازی رسمیه. اگر دوست دارین درمورد رمز موفقیت آدمهایی مثل استفن کری بیشتر بدونید ملکوم گلدول٫ نویسنده کانادایی٫ یک کتاب در این مورد نوشته به نام اوت لایرز. نمیدونم این کتاب به فارسی ترجمه شده یانه اگر گیرش اوردین حتما بخونین۰

بطور خلاصه٫این کتاب در مورد رمز موفقیت آدمهایی که بطور خارق العاده در کارشو کامیاب هستن حرف میزنه و میگه همشون از یک سری موقعیت هایی استفاده کردن که در اختیار دیگران نبوده٫ مثل اینکه بابایی داشته باشی که چهارده سال بازیکن ان بی ای باشه. آما کلید اصلی یک چیز دیگه است که در موفقیت همه این ادم ها مشترکه. اونهم اینه همشون در دوران بچگی٫ نوجوانی و جوانی حداقل ده هزار ساعت در ان کاری که انجام میدن سابقه داشتن

ما که الان ادعا میکنیم بسکتبالمون جهانی شده و داریم از آسیا میزنیم بیرون ٫ چه برنامه ای داریم که بچه هامون قبل از بیست سالگی٫ ده هزار ساعت بخوره تو سرمون٫ فقط هزار ساعت بازی رسمی کرده باشن؟

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

Posted
AuthorKaran Makvandi
5 CommentsPost a comment

وقتی که از حدود هشت نه سال پیش بسکتبال ایران شروع کرد به مقام آوردن خیلی ها که فکر میکردن که تو ایران نمیشه هیچ کار درستی انجام داد که یکطرف دولت باشه٫ این موفقیت ها رو گذاشتن به حساب ظهور یک نسل طلایی٫ بچه های مثل صمد٫ حامد٫ مرحوم ایدین٫ محمد کامرانی ٫ اوشین ٫آفاق و چند تا دیگه. البته حتما میدونید نسل طلایی یک چیزیه که در همه ورزش ها در همه سطوح رخ میده و نمیشه انکارش کرد. تیم فوتبال پرتغال رو در دهه نود یادتون میاد۰

خب طبیعه که ما عشق بسکت ها این فرضیه خیلی تو کت مون نرفت٫ بیشتر دلیلش هم این بود که دلمون نمیخواست تو کتمون بره. امروز تو مصاحبه ماتیچ٫ سر مربی تیم ملی یک جورایی زنگ خطر رو زد. او گفت این بچه های (نسل طلایی) همه شون دور و ور ۲۴ تا ۲۸ سالشونه و چند سال دیگه بیشتر ندارن. در ضمن مربیان لیگ هم بازیکن های جوونشون رو نیمکت نشین کردن و پدیده ای رو نشده که بخواد پشت بند این بچه ها بیاد.  بستگی داره چقدر گوشتون شنوا باشه تا بفهمید این زنگ خطر تا چه حدی صداش بلنده۰نمیخوام اینجا مثل پیر مردهای هاف هافو همه چیز رو با قدیم مقایسه کنم  ولی اینجور که بوش میاد مثل اینکه با این همه دنگ و فنگ در بسکتبال جدید ایران هنوز هم داستان مثل سابقه.

داستان زندگی بیشتر بازیکن هایی جوونی که تو بسکتبال ایران هدر میرن بیشترشون اینطوریه

وقتی که چهارده پانزده سالشه تو کوچه بازی میکنه٫ تو باشگاه بازی میکنه٫ توی تیم مدرسه بازی میکنه٫حتی جمعه ها با رفیقاش زمین اسفالت بازی میکنه

وقتی هجده سالش میشه٫ یک عالمه بازی باشگاهی٫ بازی آموزشگاهی٫ تیم منتخب٫ جام رمضان و هزار جور جای دیگه بازی کرده٫ حالا تیم ملی جوانان انتخاب میشه.

وقتی نوزده سالشه٫ با یک عالمه سابقه بازی توی یک تیم حسابی بزرگسالان (احتمالا سوپر لیگ) استخدام میشه ٫ کلی هم پول میگیره.

وقتی بیست سالشه ٫ هنوز توی تیم بزرگسالان روی نیمکت نشسته . چرا؟ چون تو زمین دوتا خارجی هست٫ سه تا هم بازیکن های سرقفلی دار.

وقتی بیست دو سالشه حساب میکنه در دو سال گذشته٫ در بازی های سوپر لیگ و جام قهرمانی آسیا کلا ده دقیقه رفته تو زمین٫ که با بعد از یک شوت مربیش کشیدتش بیرون.

وقتی بیست سه سالشه٫ یواش یواش بازی کردن داره یادش میره٫ اعتماد به نفسش که مدتهاست که از بین رفته. دیگه بازیهای حیاط مدرسه٫ آموزشگاهی٫ تو کوچه٫جمعه ها زمین اسفالت هم نیست .

وقتی بیست و چهار سالش میشه٫ دیگه احساس میکنه جز قازورات تیم شده ولی خوب چیزی به غیر از بسکتبال هم تو زندگیش نداره که بره سراغش.

بازی فینال جام سوپر لیگ امسال رو که نگاه میکردم ٫ تعداد تعویض ها و نحوه تعویض ها به من اثبات کرد که این قضیه هنوز صحت داره.عزیز من بازیکن بسکتبال عین خلبانه صد سال هم بشینه پشت دستگاه سیمولاتور خلبان نمیشه. بازیکن با تمرین کردن بازیکن نمیشه٫ بازیکن با بازی کردن بازیکن میشه. بازی کردن چیزهایی بهت میده که هزارکیلومتر پا بکس رفتن و هشت صد میلیون تا فیگور ایت بهت نمیده۰

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

Posted
AuthorKaran Makvandi
3 CommentsPost a comment

اگر شما هم یکی از اون قد بلند ها هستید٫ به احتمال خیلی زیاد مشکلی که اینجا میخوام در موردش حرف بزنم درباره شما هم صحت داره. وفتی میگم قد بلند منظورم این نیست که مامانتون بهتون میگه رشید خان یا قربون قد بلندت برم! منطورم اینه که اگر توی مدرستون٫ توی دانشگاهتون٫ توی محل کارتون و حتی توی تیمتون جز ده درصد قد بلند ها هستین٫ این مطلب در مورد شماست۰

حالا این مشکل چی هست؟ مشکل اینه که بازیکن های قد بلند  بیشترشون ادم های کم رویی هستن٫ تقریبا همه شون بازیکن های جنگنده ای نیستن و خیلی ها شون از نظر فیزیکی شل و ول هستن. این چیزیه که تقریبا در همه سطوح بسکتبال در همه دنیا دیده میشه. حالا برعکس قد کوتاها تند و تیز ترن (که البته دلیل بیو مکانیکی داره)٫ بیشترشون ادم های برون گرایی هستند( تو فرهنگ ما بهشون میگن پر رو) و اغلبشون بازیکن های جنگنده ای هستن. تا حالا دیدین تو حیاط مدرسه قدبلندا دعوا راه بندازن٫ یا حتی توی زمین بسکتبال اونایی که بیشتر رو داری میکنن و کرکری میخونن قد بلند ها نیستن. البته این نظریه کاملا غیر علمیه که من بهش رسیدم دنبال پشتوانه امار نگردین اما از الان دقت کنین ببینین شما هم همنیطور فکر میکنید یا نه؟

 میدونید چرا قد بلند ها اینجورین؟ دلیلش در فطرت هماهنگ پذیر بشر نهفته است. ادما اصولا بر اساس نقاط قوت و ضعفشون در جامعه عکس العمل نشون میدن.  قد کوتاها برای اثبات جایگاه خودشون و جلب توجه در یک جامعه ورزشی مثل بسکتبال باید بیشتر تلاش کنن٫ بیشتر بدوند٫ جنگنده تر باشن و بیشتر مخشون کار کنه تا بتونن جایی داشته باشن. اغلب قد بلند ها نیازی به این تلاش ندارن و صاف صاف هم که راه برن جاشون توی تیم هست. از طرفی دیگه توی مدرسه اگر یادتون بیاد بچه های کوتاه تر برای اینکه حال قد بلند ها رو بگیرن٫ روی اونا اسم میزاشتن. بچه غول ٫ گوریل انگوری ٫ گودزیلا و دیلاق زمان ما خیلی رسم بود٫ الان رو نمیدونیم. همین اسم گذاشتن باعث میشد که قد بلند ها به حاشیه رونده بشن و کم روتر هم بشن. یادمه بیشتر بچه های قد بلند که عموما لاغر هم بودن همیشه قوز میکردن تا قدشون رو کمتر نشون بدن. حالا تصور کنید که یک نوجوان دو متری با این پیش زمینه فرهنگی بیاد توی بسکتبال و بخواهد گلیم خودشون زیر حلقه از اب بیرون بکشه۰

این داستان فراتر از باشگاهتون ٫ حیاط مدرسه تو و یا زمین اسفالت محله تون جریان داره. حتی تو ان بی ای وقتی یک بازیکن قد بلند خارجی میارن توی تیم٫ چند ماه اول فقط روی مخش کار میکنن که جنگنده تر بشه . بعدش هم فقط روی توانایی فیزیکی شون کار میکنن که بتونن توی زمین حقشون رو بگیرن. اگر یادتو بیاد سال اولی که اندره بارنیانی٫ بازیکن ایتالیایی تیم تورونتو رپتورز میامد توی زمین٫ اینقدر شل و ول بود که ادم کفرش میگرفت و به مربیاش تفو و لعنت میفرستادیم. تابستون گذشته اندره گذاشت پشتش و فقط بدن سازی کرد و روی سرعت دست و پاهاش کار کرد. الان  بیا و ببین که این ادم با قد بیشتر از ۲۱۰ چه سرعتی داره و زیر حلقه روی دست بازیکنایی مثل دوایت هاوارد تقریبا کل به کل میره جلو. تازه اندره بارنیانی شوت سه امتیازی هم داره که توی ان بی ای٫ به جز رشید والاس ٫ کسی با این قد نمیتونه به این خوبی شوت بزنه۰

شنبه گذشته که داشتم بازی فینال سوپر لیگ ایران رو میدیدم دقیقا همین برنامه بود. مهدی کامرانی٫ پوینت گارد مهرام٫ می برید و می رفت توی سه ثانیه و خلاصه حسابی حقشو از توپ و تور میگرفت. از اون ور جابر٫ سانتر ذوب اهن٫ زیر حلقه جون ادم رو به لبش میرسوند۰

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

Posted
AuthorKaran Makvandi

لیگ بسکتبال حرفه های ایران یا سوپر لیگ٫ یکی از نقاط روشن بسکتبال ایران است. اگر چه این لیگ هنوز در ابتدای راه است اما مشکلاتش نظیر لیگ های معتبر دنیاست. موضوع حکم تعلیق مهران شاهین طبع٫ سرمربی تیم صبا مهر٫از سوی کمیته انظباطی فدراسیون بسکتبال ایران٫ موضوعی است که لیگ های بزرگ دنیا نظیر ان بی ای هم با انها در چالش است. در حکم فدراسیون دلیل  این حکم٫ اظهارات مهران شاهین طبع در رسانه های جمعی در جهت تخریب مسوولین فدراسیون ذکر شده است . سوال اینجاست که آیا در بسکتبال ایران کسی حق دارد از مسوولین فدراسیون٫ داوران٫ مربیان٫ صاحبان باشگاه ها وحتی بازیکنان در رسانه های عمومی (روزنامه٫ تلویزیون٫ وبلاگ٫ سخنرانی٫ ...) ازادانه انتقاد مستدل یا حتی غیر مستدل بکند یا نه؟

بی تعارف ما ایرانی های بسکتبال را اختراع نکردیم٫ لیگ حرفه ای مان هم که سابقه ای انچنانی ندارد. پس مثل بچه ادم٫ قبل از اینکه رگ گردنمون کلفت کنیم و بگیم اقا مهران حالشو بگیر یا بگیم محمود خان خوب  طرف و سر جاش نشوندی ٫باید نگاه کنیم ببینیم اونای که توی دنیا کارشون درست تره چطوری این قضیه رو حل کردن. باید یک راست رفت سراغ ان بی ای. فکر کردین که تو امریکا کسی به خاطر انتقاد از مدیران لیگ ان بی ای و مخصوصا کمیسیونر ان بی ای٫ دیوید استرن٫ جریمه نشده؟ یک زنگ بزنید به صاحب تیم دالاس موریکس٫ مارک کیوبن ٫ تا گوشی دستتون بیاد. این طرف به خاطر انتقاد از مسوولین و داوران ان بی ای (که بیشترش هم بر حق بوده) در رسانه ها تا حالا یک میلیون و ششصد هزار دلار جریمه نقدی پرداخته و سه بازی محروم شده. حالا مارک کیوبن که هرچی از دهنش دراومد نثار دیوید استرن کرده٫ ولی بنده خدا اندرو باینم٫ سانتر لیکرز٬رو چی میگی که همین دو هفته پیش به خاطر اینکه گفت که خیلی سخته پنج نفره در برایر هشت نفر بازی کنیم (منظورش یکطرفه قضاوت کردن داور هاست) و بیست و پنج هزار دلار جریمه شد۰   

 داستان چیه؟ امریکا هم که شد عین ایران٫ نمیشه گفت بالای چشم کسی ابروه. پس آزادی بیان و حقوق بشر چی میشه؟

نه خیر داستان اصلا ربطی به حقوق بشر و آزادی بیان نداره. شما وقتی میخواهی یک تیم ان بی داشته باشی باید بری از سازمان ان بی ای امتیاز تیم داری بخری. برای این هر اشکولی که پول داره نیاد تیم بخره و گند بزنه تو ان بی ای٫ باید از فیلتر گزینش هم عبور کرد. بله درست شنیدید گزینش. اونم  اینطوری که مدیران و صاحبان تیم های دیگه ان بی ای باید به طرف رای اعتماد بدن. سر آخر هم باید اساسنامه ان بی ای رو برای تیم داری امضا کنی. توی این اساس نامه نوشته شده که باید تمام بخشنامه های ان بی ای رو بی چون و چرا قبول کنی تا بتونی از مزایای تیم داری استفاده کنی۰ حالا داستان اینجاست که با امضای این اساس نامه و پذیرفتن بخش نامه های ان بی ای یکسری از حقوق  اولیه انسانی خودتو رو می بخشی. مثلا به عنوان یک انسان آزاد هر کسی حق داره هر لباسی دلش میخواد بپوشه٫ در ان بی ای این حق را نداری! اگر بازی میکنی باید لباس تیم رو بپوشی ٫ اگر هم بازی نمیکنی و میای توی استادیوم باید کت و شلوار بپوشی. یکی دیگر از حقوق اولیه انسانی که با امضا کردن قرارداد تیم داری از بین میره اینه که اعضای تیم ها حق ندارند بر علیه داور حرفی بزنند که جایی به گوش کسی برسه. مسخره نیست... بله به دنیا حرفه ای خوش امدید. همین چند ماه پیش ان بی ای یک بخشنامه دیگه ای صادر کرد که اعضای تیم بسکتبال حق ندارند از ۴۰ دقیقه قبل از بازی تا اخر بازی به کسی اس ام اس بفرستن. بله دنیا حرفه ای همینه٫ صاحب کار شما حتی میتونه تعداد بارهایی که کارمندش حق داره در روز بره توالت رو تعیین کنه۰

برگردیم به بسکتبال ایران. حالا سوال اینجاست که آیا رابطه تیم های سوپر لیگ و فدراسیون بسکتبال ایران هم بصورت فرانچایز (همین چیزی که بالا تشریح کردم ٫ یعنی امتیاز خریدن و زیر بلیط رفتن) است یا نه. اگر نیست که تیم ها باید به فکر این باشن که برای خودشون سازمان لیک تشکیل بدن٫ اگر هست باید دید شرایط این فرانچایز چیه و تیم ها چه محدودیت هایی رو میپذیرند. آیا حقوق و مسوولیت های مهران شاهین طبع در برابر محمود مشحون مثل حقوق و مسوولیت های مارک کیوبن دربرابر دیود استرن است یا اینکه همه دارن همینجوری رو هوا توی سر همدیگه میزنند۰

 حالا فرض کنیم که رابطه تیم های سوپر لیگ ایران و فدراسیون بسکتبال مثل رابطه تیم های ان بی ای با سازمان ان بی ای باشه. پس باید عین میت رو به قبله شد که صاحبکار هر کاری دلش خواست بکنه؟ خیر. اولا بازیکنان٫ صاحبان تیم و مربیان حق اظهار نظر انتقادی در رسانه ها ندارند٫ بقیه مردم که حق دارند این حرفا رو بزنن. روزنامه نگار ها٫ وبلاگ نویس ها٫ مجریان تلویزیونی و طرفداران تیم ها که حق دارند هر چیزی دلشون میخواد بگن. کافیه یک سری تو وبلاگ های ورزشی و برنامه های تلویزیونی در مورد ان بی ای بزنید تا ببینید چطوری انتقاد میکنن و نسخه هر کسی که دلشون بخواد رو میپیچن٫ و بعدش هم هیچ اتفاقی نمیفته٫ کسی هم نمیره زندان٫ هیچ کسی هم از نون خوردن نمیافته. دومین نکته٫  تجمعات صنفی ورزشکاران حرفه ای در دنیا مثل عقاب بالای سر سازمان های لیگ قرار داره تا بتونه حق بازیکن ها و دست اندر کاران تیم رو بگیرن. این اتحادیه ها میتونن لیگ های حرفه ای رو به اعتصاب بکشونن و سازمان لیگ رو بدبخت کنن. (نظیر اعتصاب تمام فصل بازیکنان لیگ هاکی ان اچ ال که چند سال پیش دمار از روزگارکمیسیونر ان اچ ال درآورد). اتفاقا کل کل کردن با این اتحادیه ها خیلی سخت تره چون شما با شما یکسری ورزشکار میلیونر طرف هستید که اگر پنج سال هم کار نکنن براشون خیالی نیست و مثل اون کارگر بنده خدای کارخونه ریسندگی بافندگی نیستن که هشتش گروی نهشه۰

خلاصه کلام اینکه تا وقتی بسکتبال حرفه ای ما شتر گاو پلنگ است به سر و کول همدیگر میپریم  اوضاع همینه٫ یکی میگه طرف از اول مساله داشته اون یکی میگه چون بابات پنجاه سال پیش تو تیم ملی به من پاس نداد من هم بچه رو تو تو تیم ملی راه نمیدم. سومی میاد میگه٫ به خاطر موی سفید من بیاین دست بدین و روی همدیگر و ببوسین۰ این هم شد حل  مشکل به سبک ایرانی۰

Posted
AuthorKaran Makvandi